8-2-3.مؤید فرزند متوکّل عباسی
2-3. کسانی که از ابن سکّیت روایت کرده اند.

دورق زادگاه ابن سکّیت در طول تاریخ ……………………………………………………………………………………………………………………. 9
1.فصل اول
1-1.دورق زادگاه سکّیت در طول تاریخ
مرحوم سلطانعلی شیخ الاسلام بهبهانی ، در کتاب سمینار خلیج فارس در مورد تاریخ دورق چنین می گوید:

مرکز شهرستان سُرَّق ” به ضم اول و فتح و تشدید دوّم” دورق نام داشته ، و سُرَّق نام ولایت بوده است. سُرَّق نیز کلمه ی فارسی که معرب شده و در اصل سورگ می باشد، دورق به نظر حقیر ( مرحوم سلطانعلی بهبهانی ) نام محل ، و در دورقستان نام ولایت بوده است ، که پس از متروک شدن کلمه ی ” سُرَّق” متداول شده است. 4
دورق شهرکی بود ، که کشتی ها به ساحل نهر عسکر مکرم که متصل به دریا می شود. در آنجا لنگر می اندازند و به نقل مرحوم بهبهانی از مقدسی: کوره ی سُرَّق در قدیم دارای چند شهر بوده است. مقدسی آن ها را به نام های زیریاد کرده است: آذر ، آجم ، دز، بخس آباد ، اندربار (اندبار) میراقیان و میراثیان و اصطخری و حدود العالم خان مردویه را نیز ضمیمه ی آن بلاد شمرده اند.5
شهر دورق در هزار سال پیش شهری بس بزرگ و آباد بوده است چنان که مقدسی در صفحه 413 می گوید : دورق شهری بزرگ و آباد است .و در جنوب خوزستان رو به عراق و بر ساحل رودخانه واقع
می باشد . و آن دارای بلوک های وسیع و بازارهای بزرگ و خصائص و خوبی های بسیار و وضعی
نیکوست. و مرکز پارچه های بافته شده از کتان است و بازار آن را چند راسته است و حاجیان کرمان و پارس آز آنجا می گذشته و توشه ی راه خویش را از آنجا تهیّه کرده اند و در آنجا استراحت می نمودند.6
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ……………………………………………………………………………………………… 10
مقدسی می گوید میراثیان دو قسمت است. در دو ساحل رودخانه و دارای بازارهای آباد است. دو جامع دارد، در دو محله ی آن و میراقیان ناحیه ای وسیع است ، که مد و جزر دریا بدان می رسد. و در آن ناحیه دیرها و آبادی های نیکوست. این بلاد و سلیمانان در نواحی بخش فلاحیه ( شادگان) و گبان قدیم بوده است. خرابه های دورق قدیم قدری بالاتر از فلاحیه ی کنونی موجود است و اَعراب آن را “المدینه” گویند. شاید ایل دورکی بختیاری بدانجا منسوب باشد.7
” شادگان یا خوربزری ” نام ناحیه ای است که قبلاً به نام فلاحیه معروف شد و پیش تر از آن شهرستان دورقستان بوده است.
مرکز این شهرستان را در قدیم سُرَّق می نامیده اند . و این شهرستان یکی از کوره های” دهات ” اهواز بوده ، حفر نهر سُرَّق را به اردشیر بهمن بن اسفندیار نسبت داده اند.8
” بندر بوزی یا باسیان” در ناحیه ی فلاحیه و شادگان امروز خورو قصبه ای به نام بُزی وجود دارد که این خور تا نزدیکی شهرک شادگان کشیده شده و از راه این خور کشتی های محلی رفت و آمد می کردند و بند ولایت شادگان شناخته می شود.
قصبه ی بوزی (بزی) را باسیان قدیم دانسته اند . وتا شادگان شش کیلومتر فاصله دارد .از باسیان به دورق و به حصن 9مهدی از راه آب که آسانتر بود، سفر می کردند . و شهرک و آبادی در دو طرف نهر بوده است.
آقای عباس میریان در کتاب جغرافیایی تاریخی سرزمین خوزستان در مورد دورق می نویسد ، که : دورق پرجمعیت ترین شهرهای دورقستان بوده که مرکز روستایی می باشد و معروف به سُرَّق است و میانه
فاصله شهر باسیان و حصن مهدی از طریق رودخانه نیز راه داشته ، و همچنین شهر دورق و سایر نواحی دورقستان از راه خشکی و راه رودخانه رفت و آمد می شده. 10
” دورق” که کرسی بلوک سُرَّق است . و این شهر را دورق الفرس می گویند که دارای روستایی پهناور و بازاری بزرگ می باشد که در آن باراندازی های حبوبات از نواحی آن در آن شهر انبار می شد و کسانی که به قصد بیت الله الحرام از شهرهای فارس و کرمان می آمدند ، و گذر آن ها از آن راه بوده و در آن
دورق زادگاه ابن سکّیت در طول تاریخ …………………………………………………………………………………………………….. 11
شهر جهت استراحت و تأمین توشه ی سفر خود از بازارها، توقف می کردند . یعنی دورق شهر محل عبور حجاج بوده است.11
این منطقه متأسفانه بعدها دچار انحطاط گردید. تا اینکه در دوره ی افشاریه ایل بنی کعب که پس از حمله ی تیمور به ایران در کناره ی رود بهمنشیر و قبّان اقامت داشتند، در این منطقه ساکن شدند. اقدامات شیخ سلمان کعبی باعث رونق مجدد این منطقه گردید . وی که در ایام نادرشاه افشار رئیس ایل کعب در این سرزمین بوده است، و ایل کعب در فلاحیه بجز اولاد و نواده شیخ سلمان کعبی به ریاست خود، دیگری را قبول نداشتند به همین جهت دودمان و رؤسای کعب اشخاصی بوده اند ، مورد توجّه پادشاهان افشاریه ، زندیه و قاجاریه بودند. و همیشه از رؤسای ایل کعب در فلاحیه بودند و به آن ها لقب شیخ المشایخ داده بودند .و آن ها چون در سرزمینی که پیش از حضور آن ها هور بود( نی زار بود ) و به مرور زمان و با تلاش آن ها به سرزمین کشتزار تبدیل شد و به فلاحیه تغییر نام داد.
اکثرمردم این شهر عرب زبان هستند . و تیره های مختلف از طایفه ی کعب هستند. و پیرو مکتب شیعه ی جعفری می باشند.
1-1-1.شادگان
نام شهری است در استان خوزستان ایران. فاصله شادگان از تهران 971 کیلومتر و آب و هوای آن گرم و بیابانی است.در شادگان و پیرامون آن نخلستان های گسترده ای وجود دارد. این شهر در زمینه شعر عربی در خوزستان مشهور است. 98 درصد مردم شهرستان شادگان عرب و از تیره و طوایف بنی کعب ، بنی تمیم ، بنی مالک ، باوی ، مطور می باشند. شهرستان شادگان دارای بیش از 57 هزار هکتار اراضی قابل کشت است ولی تنها نیمی از این اراضی کشت می شود. همچنین بیش از 12 هزار هکتار نخلیات با دو
میلیون اصله در این شهرستان وجود دارد که سالانه حدود 50 هزار تن خرما تولید می شودکه بیش از 35 هزار تن از آن به خارج کشور صادر می شود ، ضمن اینکه سالانه 28 هزار تن گندم تولید می شود.

بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ……………………………………………………………………………………………… 12
2-1-1..وجه تسمیه
بنا به نوشته حاج علوان شویکی، پس از مشاهده ناحیه مزبور توسط یاران و افراد شیخ سلمان ، آنها ضمن پیشنهاد آن محل به شیخ سلمان به عنوان مکانی صعب الوصول جهت استقرار بنی کعب ، خطاب به شیخ چنین می گویند: ” هذا هو فلاح ” یعنی این مایه نجات است .از این رو در آن ناحیه مسکن گزیدند و آن را” فلاحیه” نامیدند. شیخ سلمان به همه طوایف و عشایر بنی کعب چه آنهایی که در شط العرب بودند و چه آنهایی که بر رود کارون ساکن بودند ، دستور داد، تا اطراف فلاحیه قلعه ای بنا کنند. قلعه فلاحیه در سال 1160هـ ق بر گرد فلاحیه احداث شد و رود فلاحیه را از میان آن شهر گذراندند. کسروی در کتاب خودهیچگونه اشاره ای به وجه تسمیه روستای سلمانه و شهر فلاحیه نمی کند. به اعتقاد کسروی فلاحیه دهی از ناحیه دورق بود ، که شیخ سلمان بر آبادی آن افزوده و آن جا را شهر ساخته ، و به نام آن همه نواحی فلاحیه خوانده شد.12 او برای این سخن خویش یه صورت پی نوشت توضیحی را ارائه داده که بنا به نظر بعضی از نویسندگان ، نه تنها نارسا و نامفهوم است بلکه موضوع را پیچیده تر و مبهم تر نموده. وی سال آبادی فلاحیه به دست شیخ سلمان را سال 1262هـ ق ذکر کرده است. مستندش در این خصوص عبارت ” فی الفلاحیه خنزیر سکن ” است که براساس ماده تاریخ به سال 1262هـ ق رسیده. سپس برای رسیدن به عدد 1262 توضیحی ارائه داده که این توضیح ، براساس
نظر عبدالنبی قیم در کتاب ” پانصد سال تاریخ خوزستان ” نادرست است.13 قیم در کتاب خود نوشته است: اما اشتباه بزرگ کسروی این است که ظاهراً فراموش کرده شیخ سلمان از سال 1150تا 1182هـ ق. حاکم بنی کعب بوده و هشتاد سال پیش از آن تاریخ یعنی هشتاد سال پیش از 1262.ق فوت کرده.14 کسروی در ادامه سخن خود بنای شهر فلاحیه توسط شیخ سلمان را قبول ندارد و معتقد است که فلاحیه قبلاً روستایی بوده و شیخ سلمان آن را آباد نموده و تبدیل به شهر گردانیده است. او برای این سخن
خویش این استدلال را مطرح می سازد که اگر ” شیخ سلمان آنجا را بنیاد می گذاشت ، چرا بایستی فلاحیه بنامد و سلیمانیه ننامد.”15 از نظر قیم این سخن ، سخنی نااستوار است . و به عنوان یک حکم کلی
دورق زادگاه ابن سکّیت در طول تاریخ …………………………………………………………………………………………………….. 13
همه جا و در هر دوره ای قابل اعمال نیست. اما با وجود این ظاهراً کسروی فراموش کرده ، که بیش از این روستایی به نام ” سلمانه ” نامگذاری شده و دیگر نمی توان دو ناحیه و یا دو شهر را به یک نام نامید. به هر حال استقرار بنی کعب در فلاحیه و ایجاد استحکامات در آن شهر، به علاوه موقعیت جغرافیایی آن یعنی قرار گرفتن در میان نی زارها و در میان آب، به همراه زمین های حاصل خیز اطراف آن ، شکوفایی و رونق کشاورزی و افزایش قدرت دفاعی بنی کعب را به دنبال داشت . و در نهایت موجبات تقویت حکومت کعبیان و افزایش اقتدار آن ها شد.
3-1-1..تاریخچه
دوره سی و دو ساله حکومت شیخ سلمان ( 1150-1182 هـ ق) را باید نقطه عطفی در تاریخ بنی کعب دانست . در این دوره بنی کعب با مهاجرت از قبان سوی دورق و بنای شهر فلاحیه پایه های قدرت خویش را مستحکم کردند. در سال 1160هـ ق . بنی کعب در جست وجوی زمین های حاصل خیزتر رو سوی دورق نهادند. این کوچ و این مهاجرت به صورت دسته جمعی بود . و همه افراد اعم از زنان و کودکان و سالخوردگان به همراه چهارپایان را در بر گرفت. به احتمال زیاد قرار گرفتن قبان بر ساحل شمالی خلیج فارس و شوره زار بودن بخش هایی از آن ، افزایش جمعیت بنی کعب و ناکافی بودن زمین های قبان و در مقابل سرسبزی و خرمی دورق و فراوانی آب آن ناحیه از عوامل اصلی مهاجرت دسته جمعی بنی کعب بوده است. این بار بنی کعب برخلاف مهاجرت قبلی ( از دشت مینا به قبان ) گروهی را

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

به عنوان پیش قراول اعزام نکردند، بلکه همگی از قبان به دورق مهاجرت کردند. به هر حال ترک قبان توسط بنی کعب تا حدود بسیار تأمل برانگیز است. به ویژه اینکه کعبیان برای تصاحب قبان جان فشانی ها کرده و خون های بسیاری را در راه آن اهدا کرده بودند. از طرفی دیگر، مهاجرت دسته جمعی به نقاط دیگر به نوبه خود خطرات فراوانی را دربر دارد. حاج علوان شویکی علت مهاجرت دسته جمعی بنی کعب به دورق و ترک قبان را شکستن سد سابله توسط کریم خان زند می داند .او خاطر نشان می سازد چون سد سابله بشکست و آب قبان را فرا گرفت ، شیخ سلمان و بنی کعب از قبان کوچ کردند. قدر مسلم حاج علوان در این روایت دچار اشتباه شده است. چون همانطور که بعد ذکر خواهد شد، مهاجرت بنی کعب حوالی سال 1160هـ ق . صورت گرفته. اما حمله بزرگ کریم خان زند بر شیخ
سلمان بنی کعب و شکست سد سابله در سال های پایانی حکومت شیخ سلمان بوده ، کما اینکه نیبور جهانگرد معروف حمله کریم خان به شیخ سلمان را به سال ( 1765م . ) مطابق 1179 (هـ ق . )
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ………………………………………………………………………………………………………….. 14
روایت کرده است.16 به احتمال بسیار زیاد شوره زار بودن زمین های قبان و حاصل خیزی زمین های دورق به همراه افزایش جمعیت بنی کعب و عدم تکافوی زمین های قبان، بنی کعب را به مهاجرت و کوچ از قبان سوی دورق تشویق کرده است. اما عامل اصلی مهاجرت بنی کعب، حرکت مولا مطلب بن سید محمد خان بن سیدفرج الله خان مشعشعی حاکم دورق در ربیع الاول سال 1160هـ ق . از دورق به منظور تصرف حویزه و فرمانروایی بر آن ناحیه بوده است. بنی کعب پس از ترک قبان ، ابتدا در ” شاخه الخان” منزل گزیدند. ( شاخه الخان نام روستایی است در 53 کیلومتری شمال آبادان ، برسر راه جاده آبادان- اهواز و در ده کیلومتری شمال دارخوین، برخی آن را ” شاخت الخان” می نویسند که غلط است.) حاج علوان شویکی همچنین خاطر نشان می سازد که شیخ سلمان دستور داد بین نهر ” دمیله” نهر ” موسی “، نهری از کارون راشکافتند و نام آن را ” سلمانه ” گذاشت. ( نام سلمانه مأخوذ از نام شیخ سلمان است. سلمانه باید نام روستا باشد ، نه نام نهر یا جوی یا رود. چون در عربی رود یا نهر ، مذکر است و روستا، مؤنث علاوه بر این سلمانه در حال حاضر نام روستایی است ، بر ساحل شرقی کارون ودر 26 کیلومتری شمال آبادان، بر سر راه جاده اهواز- آبادان) ظاهراً در همان هنگام، از سوی عراق بر بنی کعب یورش برده و شیخ سلمان ، این حمله را دفع می کند. حاج علوان نام و هویت مهاجمان را ذکر نمی کند، فقط از حمله مردم
عراق یاد می کند.متعاقب آن، شیخ سلمان به طوایف دریس و نصّار دستور می دهد ، که بر ساحل شط العرب مسکن گزینند. ( دریس و نصار نام دو طایفه از طوایف بنی کعب است. این دو طایفه در حال حاضر در روستاها و شهر آبادان ساکن هستند، تجمع نصار بیشتر در قصبه ( اروند کنار فعلی) است.کما اینکه برخی آن را به نام ” قصبه النصار ” یعنی قصبه محل سکونت نصار می نامند. مرحوم نعمت الله یبّاری شعری سروده و قصبه را به نام ” قصبه النصار ” یاد کرده است.)
به احتمال زیاد مهاجمان از طریق شط العرب و پس از عبور از آن به بنی کعب یورش برده اند . و شیخ سلمان با استقرار طوایف دریس و نصار بر ساحل شرقی شط العرب درصدد دفع هجوم مهاجمان بوده است.پس از آن بنی کعب به زعامت شیخ سلمان رو سوی ” شط عبدالاحد” نهادند وبر ساحل آن فرود آمدند .در آن هنگام طایفه بنی خالدساکنان اصلی شهری بر ساحل رود جراحی بودند. با نزدیک شدن بنی کعب به زمین ها و آبادی بنی خالد ، آن ها احساس خطر کرده در اندیشه نابودی بنی کعب برآمدند، از
دورق زادگاه ابن سکّیت در طول تاریخ ………………………………………………………………………………………………………….. 15
این رو توطئه، با تمام قوا بر بنی خالد یورش برد و آنها را شکست داد. حاج علوان شویکی دنباله حوادث را این چنین روایت می کند: پس از شکست بنی خالد، شیخ سلمان به دنبال مکانی صعب الوصول بود ، تا با استقرار در آن مکان از گزند دشمنان و متجاوزان در امان باشد . و آن ها نتوانند به راحتی به آن مکان حمله کنند . از این رو ، افراد او ناحیه ای صعب الوصول را که آب اطراف آن را فراگرفته ودر میان نی زارها قرار داشت به شیخ سلمان پیشنهاد کردند.( با توجه به توصیف حاج علوان، مکان مورد نظر به دلیل مرتفع بودن در میان نیزارها قرار داشت و احتمالاً تالاب شادگان در آن زمان که آب جراحی فراوان تر بوده، اطراف این مکان را فرا گرفته بود.)احمد کسروی در کتاب خویش ، فقط خروج بنی کعب از قبان و فرود آمدن آن ها در ” شاخه الخان ” را ذکر کرده است. از این رو حوادث و رویدادهای بعد از آن که حاج علوان آن ها را روایت کرده ، در کتاب کسروی نیامده است. او فقط به این نکته بسنده می کند ، که چون داستان کشته شدن نادر به یقین پیوست بار دیگر ” کعبیان “راه خود گرفته رابه دورق رسانیدند و دسته های افشار را که در آنجا نشیمن داشتند ، بیرون کرده خویشتن در آنجا نشیمن گرفتند. این سخن کسروی ، سخن نااستواری است، چون به اذعان خود کسروی، نخستین کار سید مبارک( حکومت 1025-999هـ ق.)این بود ، که دورق را که به دست افشاریان افتاده بود از دست آنان درآورده و پدرش مطلب را در آنجا به حکومت برگماشت.17 علاوه براین حاج علوان هیچ گونه نامی از وجود افشار در دورق نکرده است.
این منطقه در قدیم با نام دورَگ و بخشی از آن با نام دورق شناخته می شد.این نام ها در زمان ورود اعراب به صورت دورق و سُرَّق تلفظ شد . در جوار شادگان قدیم نیز روستایی به نام بوزی قرار دارد که آن را با باسیان قدیم یکی دانسته اند. ( یاقوت حموی یکی از تیره های ایرانی کرد را باسیان ذکر کرده است.)18 بعدها طایفه بنی خالد در محل شادگان فعلی نشیمن گرفتند و در سال 1160 هـ ق . شیخ سلمان کعبی بر این طایفه غلبه کرد و شادگان فعلی را با نام فلاحیه بنیاد گذاشت.مسَعّر بن مهلهل در سیاحت نامه خود ( بنا به نقل یاقوت حموی)می نویسد : از رامهرمز به دورق آتشکده ها در دشت این منطقه دیدم ودر این ناحیه ابنیه عجیبه و معادن بسیار است. در دورق آثار قدیمی از
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ……………………………………………………………………………………………… 16
قباد بن دارا باقی است. آنجا گوگرد زرد دریایی دارد که گوگرد آن در جای دیگر یافت نمی شود. قومی از راویان به دورق منسوب اند.19
شخصیت ابن سکّیت و خانواده اش ……………………………………………………………………………………………………………….. 17
2.فصل دوم : شخصیّت ابن سکّیت و خانواده اش
1-2.زندگی ابن سکّیت:
ابو یوسف یعقوب بن اسحاق( 244-186هـ ق . / 859-802)
نامش یعقوب و نام پدرش اسحاق و کنیه اش ابو یوسف می باشد و لقبش ابن سکّیت می باشد، سکّیت بر وزن فِعیّل لقب پدر اوست ، که به دلیل سکوت بسیار به وی داده شده است.
پدرش از اصحاب (علی بن حمزه که لقبش کسائی می باشد) بود کسائی در آن زمان از پیشوایان و بزرگان علم نحو، لغت و قرائت بود . و پس از مرگ کسائی از محضر ابو زکریا یحیی بن زیاد معروف به فرّاء دیلمی استفاده کرد . و در زمره ی شاگردان وی در آمد20.
سکّیت ” پدر یعقوب” خود اولین معلّم پسرش بود، ابن سکّیت خود درباره ی پدرش می گوید” من در علم نحو از پدرم داناترم و پدرم در شعر و لغت از من داناتر بود”21
ابن سکّیت برای فراگیری علم تلاشی خستگی ناپذیر داشت، هم از مکتب بصره و هم از مکتب بصره
وهم از مکتب کوفه علم می آموخت، بزرگان کوفه که ابن سکّیت در عصر خویش از علم آنان بهره برد، عبارتند از : ابو عمر و شیبانی ، فرّاء ، ابن الاعرابی و اللحیانی . و دانشمندانی مانند الأثرم ، قطرب و ابو نصر صاحب الأصمعی که از بصریان بشمار می رفتند . ” البته در فصل جداگانه ای به معرفی اساتید و شاگردان ابن سکّیت خواهیم پرداخت”
ابن سکّیت برای آشنایی بیشتر با زبان فصیح و اصیل عربی به صحرا و نزد بادیه نشینان رفت و به زندگی سخت بادیه نشینی پرداخت . و توانست الفاظ و کلمات ناب و ضرب المثل های اصیل عربی را بیاموزد.
بررسی زندگی و آثار ادبی ابن سکّیت دورقی اهوازی ……………………………………………………………………………………………… 18
البته این تلاش ها و کوشش های مداوم دیگر بود ، که ابن سکّیت به عنوان یکی از بزرگترین لغت شناسان و علمای تراز اوّل درزمینه ی لغت شناخته شد22و تا قرن ها کتاب او به عنوان مرجع و سند قطعی
در مورد الفاظ و درستی استعمال آن ها و اصیل بودن کلمات به شمار می رفته ، به طوری که در کتاب معجم الادباء یاقوت حموی بیان شده که ابن سکّیت در قرآن و نحو به طریقه ی کوفیان عالم بود و
همچنین او اعلم مردم به لغت و شعر و راویه ای ثقه بود و پس از ابن اعرابی کسی همانند او نیامده است.23 و علاوه بر این وی به گردآوری و تدوین و شرح و تفسیر تعدادی از دیوان های شاعران پرداخته است و آثار گرانقدری از خود بر جای گذاشته که در بخش دیگری به تفصیل به آن ها خواهیم پرداخت.
ابو طیب لغوی درباره اش می گوید که سکّیت در کار تألیف از ثعلب برتر بود و علم کوفیان را منتهی به او دانسته است و هم چنین ابن تغری بردی او را علامه خوانده است24
گویند: اسحاق پدر سکّیت مردی بسیار درست کار و صالح بود، و به تمام فنون ادبی احاطه ی کامل داشت، علم و دانش و عالمان را دوست می داشت ، به طوری که در سالی به زیارت خانه ی خدا نائل
شده بود، پس از ادای مناسک حج و عرفات و سعی صفا و مروه و پایان طواف از خداوند خواست که در علم ” نحو” فرزندش به درجات عالی برسد. و به واسطه ای دعای پدر و لطف الهی و یُمن آن مکان مقدس به کسب فیوضات ابدیه و تعلیم علوم ادبیه موفق گشت.25
بی شک دعای پدرو رضایت او از فرزندش و لطف پروردگار برای ابن سکّیت سرانجامی بسیار باشکوه رقم زد . و وی خدمات شایانی را به زبان و ادبیات عربی ارزانی داشته است.
در مورد نسب مادر ابن سکّیت در منابع و کتاب های مختلف چیز خاصی بیان نشده ، ولی در برخی منابع مانند ” بغیه الوعاه” سیوطی آمده است که مادرش پس از کشته شدن ابن سکّیت به دست متوکل هنوز زنده بود و متوکل دیه اش را برای مادرش فرستاد.26
شخصیت ابن سکّیت و خانواده اش ……………………………………………………………………………………………………………………………… 19
خانواده ی سکّیت ” اسحاق” خوزستانی الأصل و اهل دورق بوده اند، دورق یا همان شادگان امروزی که


دیدگاهتان را بنویسید