1-1- مقدمه3
1-2- بیان مسأله5
1-3- ضرورت های انجام تحقیق:10
1-4- تعاریف نظری متغیرهای پژوهش:12
1-4-1- تعارضات زناشویی:12
1-4-2- اعتماد به نفس:13
1-4-3- پرخاشگری:13
1-4-4- سلامت روان:13
1-5- تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش:13
1-5-1- تعارضات زناشویی:13
1-5-2- اعتماد به نفس:14
1-5-3- پرخاشگری:14
1-5-4- سلامت روان:14
1-6- اهداف تحقیق14
فصل دوم – مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی
2-1- مقدمه16
2-2- مبانی نظری سازه های پژوهش16
2-2-1- تعارضات زناشویی16
2-2-2- اعتماد به نفس24
2-2-3- پرخاشگری31
2-2-4- سلامت روان41
2-3- تحقیقات پیشین در خصوص ارتباط تعارضات و کشمکش های والدین با سازگاری فرزندان55
2-4- نقد مطالعات انجام شده67
2-5- نتیجه گیری67
2-6- فرضیه های تحقیق68
2-6-1- فرضیه اصلی68
2-6-2- فرضیه جانبی68
فصل سوم – روش تحقیق
3-1- مقدمه71
3-2- روش تحقیق71
3-3- جامعه آماری71
3-4- نمونه و روش نمونه گیری72
3-4-1- جنسیت72
3-4-2- سن72
3-5- ابزارهای سنجش72
3-5-1- پرسشنامه مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر73
3-5-2- پرسشنامه مقیاس عزت نفس روزنبرگ74
3-5-3- پرسشنامه پرخاشگری75
3-5-4-پرسشنامه سلامت عمومی ( 12 سوالی )77
3-6- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات:79
3-7- روش اجرای پژوهش80
3-8- ملاحظات اخلاقی80
فصل چهارم – تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه82
4-2- یافته های توصیفی مربوط به متغیر های پژوهش82
4-3- ماتریس همبستگی مربوط به متغیر های پژوهش83
4-4- بررسی فرضیه های پژوهش85
4-5- یافته های جانبی پژوهش (بررسی تفاوت های جنسیتی در متغیرهای پژوهش)100
فصل پنجم – بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه103
5-2- یافته های فرضیه های اصلی پژوهش103
5-3- یافته های فرضیههای جانبی پژوهش103
5-4- نتیجه گیری نهایی112
5-5- پیشنهاد های کاربردی116
5-6- محدودیت های پژوهش117
5-7- پیشنهادهای پژوهشی118
منابع و مآخذ120
منابع فارسی121
منابع لاتین126
پیوست ها
الف)پرسشنامه پرخاشگری:138
ب) پرسشنامه عزت نفس:140
ج) پرسشنامه سلامت عمومی:141
د) پرسشنامه تاکتیک های حل تعارض والدین:142
چکیده انگلیسی143
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 3-1: مشخصات جامعه آماری71
جدول 3-2: مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر جنسیت72
جدول 3-3: یافته های توصیفی متغیر سن72
جدول 4-1: یافته های توصیفی پرخاشگری و ابعاد آن82
جدول 4-2: یافته های توصیفی متغیرهای عزت نفس و سلامت عمومی82
جدول 4-3: یافته های توصیفی تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر83
جدول4-4: همبستگی متغیرهای پژوهش84
جدول4-5: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض پدر بر پرخاشگری بدنی نوجوان85
جدول4-6: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض پدر بر پرخاشگری بدنی نوجوان85
جدول4-7: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض پدر بر پرخاشگری کلامی نوجوان86
جدول4-8: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض پدر بر پرخاشگری کلامی نوجوان87
جدول4-9: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی متغیر خشم (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر87
جدول4-10: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر خشم (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر88
جدول4-11: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی متغیر خصومت (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر89
جدول4-12: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر خصومت (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر89
جدول4-13: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی نمره کل متغیر پرخاشگری (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر90
جدول4-14: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر نمره کل پرخاشگری (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر90
جدول4-15: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی متغیر عزت نفس (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر91
جدول4-16: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر عزت نفس بر تاکتیک های حل تعارض پدر91
جدول4-17: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی سلامت عمومی (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر92
جدول4-18: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر سلامت عمومی (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض پدر92
جدول4-19: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض مادر بر پرخاشگری بدنی نوجوان93
جدول4-20: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض مادر بر پرخاشگری بدنی نوجوان93
جدول4-21: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض مادر بر پرخاشگری کلامی نوجوان94
جدول4-22: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی تاکتیک های حل تعارض مادر بر پرخاشگری کلامی نوجوان94
جدول4-23: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی متغیر خشم (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر95
جدول4-24: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر خشم (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر95

جدول4-25: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی متغیر خصومت (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر96
جدول4-26: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر خصومت(نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر96
جدول4-27: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی نمره کل متغیر پرخاشگری (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر97
جدول4-28: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر نمره کل پرخاشگری (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر97
جدول4-29: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی متغیر عزت نفس (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر98
جدول4-30: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر عزت نفس بر تاکتیک های حل تعارض مادر98
جدول4-31: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیش بینی سلامت عمومی (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر99
جدول4-32: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیش بینی متغیر سلامت عمومی (نوجوان) بر تاکتیک های حل تعارض مادر99
جدول 4-33: مقایسه دو گروه دختر و پسر در متغیرهای پژوهش101
نقش کشمکش‌های والدین در سازگاری فرزندان (اعتماد به نفس، پرخاشگری، سلامت روان)
به وسیله: نجمه روزمند
چکیده:
پژوهش حاضر با هدف بررسی، نقش کشمکش های والدین در سازگاری فرزندان (اعتماد به نفس، پرخاشگری، سلامت روان) انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان مقطع تحصیلی راهنمایی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری این تحقیق به صورت تصادفی می باشد. ابزارهای اندازه گیری شامل: پرسشنامه مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر، پرسشنامه پرخاشگری، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ و پرسشنامه سلامت عمومی می باشد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از ماتریس همبستگی و تحلیل رگرسیون و با استفاده از نرم افزار spss انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تاکتیک حل تعارض پرخاشگری فیزیکی پدر پیش بینی کننده مثبت پرخاشگری بدنی، خشم و نمره کل پرخاشگری نوجوان می باشد. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری کلامی صرفاً پیش بینی کننده مثبت خصومت نوجوان بوده است و تاکتیک استدلال پدران نیز پیش بینی کننده منفی پرخاشگری (بدنی، خشم) نوجوان بوده است. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری فیزیکی پدر، پرخاشگری کلامی پدر و همچنین تاکتیک حل تعارض پرخاشگری کلامی مادر پیش بینی کننده منفی عزت نفس نوجوان می باشد. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری فیزیکی مادر پیش بینی کننده مثبت سلامت عمومی نوجوان می باشد. تاکتیک حل تعارض پرخاشگری کلامی مادر پیش بینی کننده مثبت پرخاشگری بدنی، خشم، خصومت و نمره کل پرخاشگری نوجوان می باشد. همچنین تاکتیک حل تعارض فیزیکی مادر نیز پیش بینی کننده مثبت پرخاشگری بدنی و خشم نوجوان می باشد. در آخر نیز ملاحظه شد که بین دو گروه دختران و پسران درمتغیرهای پژوهش فقط در بعد پرخاشگری بدنی تفاوت وجود دارد که این تفاوت به نفع پسران است.
در مجموع یافته ها حاکی از آن بود که استفاده والدین از تاکتیک های مخرب در مواجه با تعارض با همسر ( نظیر پرخاشگری کلامی و فیزیکی) بر اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان نوجوانان تأثیرات منفی دارد و تاکتیک سازنده استدلال تاثیرات مثبت بر همین شاخص های سازگاری روانی دارد.
واژگان کلیدی : کشمکش های والدین، سازگاری فرزندان، اعتماد به نفس، پرخاشگری، سلامت روان
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
خانواده یک نهاد اجتماعی اولیه و حیاتی است که هم سلامت فرد و هم بقای جامعه را تأمین و تضمین می کند. هیچ جامعه ای بدون داشتن نظامی برای جایگزینی اعضای خویش قادر به ادامه حیات نیست. خانواده امکانی را فراهم می سازد که از طریق آن جایگزینی تحقق یابد. فرد نه تنها از نظر جسمی و زیستی بلکه مهمتر از آن به لحاظ عاطفی، روانی و شخصیتی نیز تحت تأثیر خانواده قرار دارد. زیرا خانواده جایگاهی است که فرد می تواند با تکمیل شخصیت خویش، برای برعهده گرفتن نقش های اجتماعی آماده گردد. نقش همسری (زن یا شوهر بودن) از جمله نقش هایی است که پس از عمل اجتماعی ازدواج به عهده افراد گذاشته می شود (ریاحی و دیگران، 110:1386).
برای اینکه خانواده بتواند کارکردهای اصلی خود را به خوبی ایفا نماید، لازم است امنیت و آرامش در آن وجود داشته باشد. واقعیت این است که در فرآیند چرخه زندگی خانوادگی مسایل و مشکلاتی بوجود می آید که آرامش آن را هر چند برای مدت کوتاهی سلب می کند. این مسایل در سطح خرد مربوط به ساختارها و کارکردهای نهاد خانواده و در سطح کلان مربوط به ساختارهای اجتماعی است. تغییر و تحولاتی که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جوامع بوجود می آید، نهاد خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد (ریتزر1 و جورج،2004).
دگرگونی های خانواده، رفتار اعضاء آنرا تحت تأثیر قرار داده است. چگونگی تقسیم قدرت در خانواده میان زن و شوهر با کم و کیف خوشبختی زوجها و احساس عادلانه بودن قدرت رابطه دارد (سابین2، 2000). تغییرات نهاد خانواده با وجود جنبه های مثبت خود باعث افزایش میزان تعارضات در بین اعضاء خانواده شده است (چافتز3، 2003). مخالفت و تعارض، در هر رابطه ای از جمله رابطه زناشویی امری اجتناب ناپذیر است. علی رغم تلاش والدین برای محافظت فرزندانشان از پیامدهای تعارض، کودکان به طور روزمره با تعارضات والدین مواجه می شوند. تحقیقات نشان دهنده رابطه بین مواجه کودک با تعارض والدین و مشکلات عاطفی (افسردگی و اضطراب) و رفتاری (پرخاشگری و بزهکاری) در کودکان بوده است (دیویس و کامینگز4،2001؛ گریچ و فین چام5،2002). تعارض والدین، کودکان را دچار استرس، ترس و خشم می کند و مواجه مکرر با تجربه تعارض می تواند منجر به مشکلات رفتاری (کامینگز و دیویس،2001) و همچنین مشکلات سلامت جسمی در کودکان شود (الشیخ، هارگر و ویتسون6، 2001). رویدادهای استرس زای زندگی یک تهدید بالقوه برای سلامت و رشد سالم کودکان و نوجوانان هستند (چیکتی و توث7، 2000). تعارض زناشویی یکی از مشکلاتی است که کودکان همه نقاط زمین با آن مواجه می شوند (کاتز و گاتمن8، 2003).
با توجه به اینکه امروزه در بسیاری از خانواده ها میزانی از تعارض بین والدین وجود دارد، تحقیق حاضر بر آن است تا به بررسی میزان تأثیر این تعارض بر روی فرزندان با توجه به سازگاری آنان (پارامترهای عزت نفس، پرخاشگری و سلامت روان) بپردازد. به گونه ای که نتایج حاصل از این تحقیق بتواند مورد استفاده مشاوران خانواده و مشاوران بالینی قرار گیرد و با ارزیابی نتایج این موضوع، در جهت بررسی راهکارهای کاهش تعارضات والدین و یا کاهش تأثیر آن بر فرزندان، قدمی مثبت در جهت افزایش سازگاری فرزندان برداشته شود.
این مطالعه بر روی پدیده تضاد والدین و تأثیرات آن بر سازگاری فرزندان متمرکز شده است، بخصوص به عنوان آنچه که در خانواده رخ می دهد. از آنجایی که در بسیاری از خانواده های ایرانی این موضوع وجود دارد (کار9،2002)، مهم است که به بررسی این موضوع پرداخته شود.

1-2- بیان مسأله
خانواده در طول تاریخ تحت تأثیر تحولات گوناگون اقتصادی و اجتماعی دگرگون شده است (عنایت و موحد، 1383). این دگرگونی ها منجر به بروز تعارض در روابط متقابل اعضاء خانواده از حالت خفیف تا حالتهای شدید نظیر خشونت، گشته است. بخشی از این تعارضات در ارتباط با عوامل بیرون از خانواده و بخشی از آنها در ارتباط با عوامل درونی خانواده است. البته میان این دو روابط متقابل وجود دارد. مطالعات متفکران مختلف نشان می دهد که تعارضات خانواده در ارتباط با تعارضات جامعه است (دادلی گرنت10، هال پرن11،کاسلو12،ریس و دیگران13، 2004). تضاد به خودی خود یک رفتار منفی است و می تواند بر کیفیت روابط اثر داشته و پیامد های مثبت و یا منفی را نیز داشته باشد. تضاد ممکن است از حالت روانی به اقدامات شفاهی یا غیر شفاهی محدود شود و به صورت خشونت فیزیکی، که فرد دیگری را آسیب می رساند، باشد (گلز 14، 1999). برخی از پژوهشگران بر این باورند که میزان بالاتر تعارض در خانواده، بیشترین میزان احتمال و بروز تضاد را به همراه دارد. در این پژوهش ها، تضاد به عنوان تعارض شدید مدیریت نشده در نظر گرفته شده است (کلمن و استراوس15، 1998؛ استراوس ، گلز و استین متز16، 1997؛ وارنر17، 1995).
افزایش میزان تضادهای خانواده اثر منفی در سازگاری اعضاء آن دارد (ریچ ترز و مارتینز18، 1999). تعارضات بوجود آمده در خانواده مسائل و مشکلاتی را در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی بوجود می آورد. در سطح فردی اعضاء خانواده ای که در تعارض با یکدیگر قرار می گیرند، تعادل روانی خود را از دست می دهند و چه بسا رفتارهایی مثل پرخاشگری و افسردگی در آنها دیده شود. گرچه افراد ازدواج کرده به طور متوسط از سلامتی بیشتری نسبت به افراد مجرد برخوردارند، ولی تعارضات خانواده ممکن است سلامت افراد را به خطر انداخته، بیماری های جسمی و روحی مختلفی را به دنبال داشته باشد. در میان 30 درصد از زوج های ازدواج کرده ایالات متحده پرخاشگری فیزیکی روی می دهد که در 10 درصد آنها منجر به صدمات جسمی شدید می شود (فین چام19، 23:2003 ). با توجه به اداره آمار قضایی در ایالات متحده، 5/3 میلیون مورد کشمکش خانوادگی بین سال های 1998 و 2003 رخ داده است و بیش از 3 میلیون کودک آمریکایی که بین سنین 3 تا 17 ساله هستند، هر ساله شاهد تعارضات والدین خود می باشند. بسیاری از مطالعات نشان داده اند، هنگامی که کودکان شاهد درگیری والدین و از قربانیان آن هستند، بالاترین میزان تأثیرپذیری از این رویداد تلخ را دارند (گرووس20، 2002؛ هورنور21، 2005؛ ماهونی و کمپبل22، 2000).
متأسفانه در ایران آمارهای رسمی در این زمینه به دلایل متعددی منتشر نشده، اما آمارهای غیر رسمی، پیرامون خشونت خانگی بین همسران وجود دارد که بیشتر این آمارها در اختیار مراکز غیر دولتی قرار دارد و یا شرح مختصری از آنها در سایت ها و یا کنفرانس ها بیان شده است. بر اساس مقاله منتشر شده امیرحسین کردوانی (1389)، در سایت دادستانی کل کشور با موضوع واکنش کودکان و نوجوانان در برابر خشونت خانگی و لزوم حمایت از آنان، به این موضوع اشاره می کند که در ایران آمار رسمی در این زمینه مشاهده نشده، اما از آنجا که طبق آمار غیررسمی از هر ده زن هشت زن مورد خشونت واقع می شوند، می توان تخمین زد که بین 60 تا 70 درصد کودکان ایرانی شاهد این خشونت ها باشند. این آمارها به خوبی اهمیت بحث را نمایان می سازند. بد نیست اشاره کنیم که اعمال زور که از ویژگیهای خشونت خانگی است در بسیاری از اوقات، از طریق سوء رفتار با فرزندان صورت می پذیرد. چرا که تهدید به اعمال خشونت علیه فرزند یا اقدام به آن، غالباً ابزاری قدرتمند برای مجبور نمودن قربانی خشونت خانگی (معمولاً زن) به فرمانبرداری در برابر خشونت جسمانی و یا جسمی است که از جانب فرد خشن (معمولاً مرد) اعمال می گردد.
در طول سه دهه گذشته، درگیری والدین توجه گسترده ای را به خود جلب کرده است. با این حال، عموماً توجه تحقیقات به تأثیر درگیری، برطرفین درگیر بوده و کمتر بر کودکانی که شاهد این درگیری ها هستند متمرکز شده است. تا همین اواخر نیز شاهدان عینی، یعنی همان فرزندان، به طور خاموش و ناخواسته، قربانیان درگیری خانواده باقی مانده اند. شواهد و مدارک نشان می دهد که شاهد درگیری بودن می تواند، به اثرات منفی بسیار جدی بر رشد کودکان منجر شود (کار، 2002). تجربه کشمکش در خانواده می تواند، بالاترین میزان آسیب را از نظر شناختی، عاطفی، مشکلات سازگاری اجتماعی در دوران کودکی و نوجوانی و فراتر از آن بگذارد. کودکانی که بالاترین میزان تجربه تعارضات خانوادگی را داشته اند، اغلب در انجام وظایف خود، پیشرفت زیادی نداشته و در ایجاد برقراری روابط خوب با همسالان خود، مشکلاتی نیز دارند (دادج، پتیت، بیتس و والنت23، 2003).
در طول چند دهه گذشته، حمایت خاصی برای ارتباط بین تضاد والدین و اثرات آن بر روی فرزندان متمرکز شده است. مطالعات همبستگی، پیامدهای منفی کودک در زمینه های مشکلات رفتاری، عزت نفس، افسردگی، اضطراب، صلاحیت شناختی و مهارت های اجتماعی را شناسایی کرده است (آماتو و کیت24، 2000؛ امری25، 1999؛ گریچ و فین چام، 2002). عکس العمل کودکانی که شاهد درگیری یکی از والدین علیه دیگری هستند، ممکن است دربرگیرنده مشکلات ناسازگاری عاطفی، اجتماعی، شناختی، فیزیکی و رفتاری باشد (ژافه، ولف و ویلسون26، 2003). این کودکان تمایل به نشان دادن سطوح پایین تری از شایستگی اجتماعی، میزان بالاتری از افسردگی و پرخاشگری، نگرانی و ناامیدی را دارند و به احتمال زیاد، بیش از سایر کودکان به اختلالات مرتبط با استرس دچار شده و سطوح پایین تری از اعتماد به نفس را دارند (فانتوزو و همکارانش27، 2000؛ گراهام برمان، لوندوسکی28، 1999؛ مور و پپلر29، 2001؛ ادلسون30، 2002).
نتایج تحقیقات نشان داده است هرچه منابع مالی یک خانواده کمتر باشد، احتمال رخ دادن خشونت بیشتر است. خشونت یکی از عواملی است که تمایل دارد هنگامی که منابع دیگر از جمله، زمانی که مشکل مالی وجود دارد، مورد استفاده قرار گیرد (گود31، 2000؛ ماک و سیندر32، 2001؛ وارنر، 1995). خشونت در خانواده یک پدیده جدید نیست، بلکه در طول تاریخ وجود داشته است. افرادی که بیشتر در خانه های خود با سایر اعضاء خانواده، مورد حمله فیزیکی واقع شده و آسیب دیده و یا ضرب و شتم شده اند، در جامعه نیز آسیب دیده تر هستند (گلز، 1999). حدود 50 الی 60 درصد از زوج ها، در بعضی از اوقات در طول رابطه خود، خشونت فیزیکی توسط شریک زندگی خود را گزارش می کنند (استین متز33، 2005). بدین ترتیب خانواده را “خشونت آمیزترین گروه بندی اجتماعی” نامیده اند (ویت34، 2002).
با توجه به بررسی های میدانی بر روی کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوانانی که در معرض نزاع های فیزیکی و کلامی بزرگسالان در خانه قرار گرفته اند، کمتر احتمال دارد که نسبت به سایر کودکان تعامل مثبت و مؤثر با والدین خود داشته باشند، همچنین آنها کمتر احتمال دارد که در خانواده های با کارکرد خانوادگی کم و افسردگی بالای والدین، زندگی خوبی داشته باشند. شاهد بودن درگیری اعضای خانواده نیز، با رفتار منفی در کودکان مرتبط است. کودکان و یا نوجوانانی که در معرض نزاع فیزیکی بزرگسالان در خانه هستند، احتمال بیشتری دارد که پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری غیر مستقیم، اختلالات عاطفی و بیش فعالی را نمایش دهند و اعمال خلافکارانه علیه اموال دیگران را مرتکب شوند (مرکز آمار و تحقیقات کانادا35، 2001). برخی یافته ها نشان می دهد که سن و جنسیت کودکان، بر چگونگی پاسخ این کودکان، هنگامی که در معرض این درگیری ها هستند، تأثیرگذار است. پسران معمولاً بیشتر واکنش های برون ریزی شده، مانند خصومت و پرخاشگری را نشان می دهند، در حالی که دختران تمایل به نشان دادن رفتارهای درونی تر مانند افسردگی، ترس و بیماری های فیزیکی دارند (کارلسون36، 1998؛ کریج37، 1999). در سطح نهاد خانواده عواقب تعارض به وجود آمده نه تنها گریبانگیر همه اعضاء آن خانواده می گردد، بلکه خویشان، بستگان، نزدیکان و آشنایان آنها را هم ممکن است تحت تأثیر قرار دهد. این تعارضات می تواند منجر به ضعیف شدن روابط زناشویی، ضعیف شدن سازگاری کودکان، احتمال افزایش تعارض بین والدین و فرزندان و نیز بین خویشاوندان گردد. مطالعات پژوهشگران نشان می دهد، کودکانی که والدینشان به علت تعارض زیاد طلاق گرفته اند، دچار ناسازگاری رفتاری شده، به تحصیلات کمتر دست یافته و هنگامی که به بزرگسالی می رسند، رابطه ضعیف تری با والدینشان برقرار می کنند. در ضمن بعد از ازدواج احتمال طلاق آنها افزایش می یابد (بودن من38،178:2003؛کونی39، 46:2000).
با اینکه بسیاری از بد کارکردیها و نابسامانی هایی که در خانواده های جوامع غربی دیده می شود، در خانواده های جامعه ایرانی وجود ندارد، ولی آثار و نشانه هایی به لحاظ فرهنگی، اجتماعی و شخصیتی وجود دارد که زنگ خطر را برای ما نیز به صدا در می آورد. جامعه ایران در حال عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن است، بنابراین در این خانواده ها، به خصوص والدین، همیشه با مشکلات بیشتری روبرو هستند. به عبارت دیگر، قواعد جامعه مدرن از یک سو و دیدگاههای سنتی از سوی دیگر، والدین را در شرایط بدی قرار داده است (محسنی و پوررضا انور، 1383). در جوامع در حال توسعه مانند ایران، فقدان تحقیقات کافی درمورد کشمکش والدین، باتوجه به عدم تمایل پاسخ دهندگان، به صحبت در مورد امور شخصی خود، گاهی اوقات، مطالعه و پژوهش را در این زمینه غیر ممکن کرده است (ساروخانی، 1382). اعضای چنین جامعه ای، همیشه فکر می کنند که ورود به این عرصه برای آنان غیر قابل قبول است. بنابراین آنها، این موضوع را به شدت محکوم کرده و آنرا نادیده می گیرند، به همین دلیل در چنین جوامعی بسیاری از موارد تضاد والدین گزارش نشده است. بنابراین، آمار روشن و قطعی در مورد میزان درگیری والدین در میان خانواده های ایرانی وجود ندارد (اعزازی، 1382). در سال های اخیر، اعضای خانواده های ایرانی، که از این مشکل رنج می برند، در تلاشند که با رفتن به مراکز مشاوره و صحبت در مورد مشکلات خود، در جهت تسلی و درمان آن گام بردارند. مراجعه مردم به این مراکز، نشانه ای از یک مشکل بزرگ و خطرناکی است که بسیاری از خانواده ها در ایران، تحت تأثیر آن می باشند. این پدیده خطرناک کشمکش والدین، خودش را در پشت انواع مختلفی از عوامل پنهان ساخته و خود را به شکل های مختلف در جامعه انسانی به طور کلی و در خانواده به طور خاص نشان می دهد (کار، 2002).
لذا از آنجایی که در خصوص تاثیر خشونت و کشمکش های خانوادگی بر نوجوانان ایرانی تحقیقات کمی صورت گرفته است، هدف تحقیق حاضر روشن سازی در این خصوص می باشد.

1-3- ضرورت های انجام تحقیق:
تعدادی از مطالعات گذشته نشان داده که کودکان و نوجوانانی که شاهد و قربانی درگیری در محیط خانواده خود هستند، پتانسیل بالایی از مشکلات رفتاری را از خود نشان می دهند (هورنور40، 2005). علاوه بر این، کودکانی که در فضای درگیری های خانواده قرار دارند، وقتی که شاهد خشونت های بین پدر و مادر خود هستند، تمایل آنها به رفتارهای بزهکارانه و خودکشی افزایش پیدا می کند، همچنین یک ارتباط مداوم بین تعارضات والدین و بروز مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری و عدم پیشرفت تحصیلی وجود دارد (کامینگز، 2006). مطالعات متعددی نشان می دهد که درگیری های بین پدر و مادر تأثیر منفی بر روی کودکان و نوجوانان دارد، هنگامی که تعارض بین والدین در محیط خانه وجود دارد، کودکان و نوجوانان معمولاً در مرکز این تعارضات گرفتار می شوند. مطالعه انجام شده توسط (گریچ و فین چام ، 2002) نشان داده که کشمکش های بین پدر و مادر تأثیر منفی بر روی کودکان و نوجوانان دارد (آماتو، 2000، گوردون41، 2005). با توجه به تعریف ارائه شده توسط سازمان بهداشت جهانی42 درسال (2000)، تعارض در خانواده و خشونت در رابطه بین والدین، باعث آسیب های جسمی، روانی و یا جنسی به کسانی که در این رابطه قرار دارند می شود. تعارضات بین والدین به طور مستقیم بر روی کودکانی که در معرض و شاهد این درگیری ها بودند می تواند منجر به ناسازگاری و خطر ابتلای فرزندان به خشونت شود، که همه این ها با کاهش سلامت عاطفی و بروز اختلالات رفتاری از جمله اختلالات افسردگی و اضطراب، بزهکاری و مصرف مواد در کودکان و نوجوانان در ارتباط است. هم چنین این تنش ها می تواند بر عملکرد اجتماعی و عاطفی این کودکان تأثیر بگذارد. در گیری های در خانه و فقدان گرمی در رابطه بین پدر و مادر با افت تحصیلی فرزندان در ارتباط است. ارتباطات غلط و ناصحیح بین پدر و مادر باعث می شود که کودک همین رفتار ها را با همسالان خود شبیه سازی کند (اسچود، لیچ43، 2004).
فورگاس44 (2001 )، بیان می کند که احساسات ناسالم می تواند تمرکز و حافظه را تضعیف کند. شواهد نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی فرزندان با سازگاری و رابطه عاطفی آنها با والدین خود در ارتباط است. این مطالعه بر روی پدیده تضاد والدین و تأثیر آن بر فرزندان متمرکز شده است، بخصوص به عنوان آنچه که در خانواده رخ می دهد. از آنجایی که در بسیاری از خانواده های ایرانی این موضوع وجود دارد، مهم است که به بررسی این موضوع پرداخته شود. محققانی که به این موضوع در ایران نگاه کرده اند، معتقدند که بسیاری از آداب و رسوم، این تضاد والدین در خانواده را تشدید می کند (کار، 2002).
هر چند در بروز این پدیده و تأثیر آن روی فرزندان تحقیقات چندی در خارج از کشور انجام شده، اما در ایران به خاطر بافت سنتی، کمتر به این موضوع پرداخته شده است . با توجه به اینکه خشونت تأثیرات مخربی روی فرزندان دارد، این تحقیق بر آن است که به بررسی این تأثیرات بپردازد. انتظار می رود یافته های این تحقیق به مشاوران خانواده، اعضای خانواده، بالینی کاران، مشاوران کودک و مدرسه، اولیاء و مربیان مدرسه کمک کند تا ضمن آشنایی بیشتر با این موضوع و اهمیت و تأثیر آن بر روی پارامترهای مختلف فرزندان، در جهت کاهش تعارضات بین والدین اقدامات مؤثری انجام دهند، بگونه ای که والدین بیشتر با موضوع تأثیر کشمکش های بین خود و تأثیر آن روی فرزندان آشنا شوند تا بتوانند در جهت بهبود کیفیت روابط خود، گامی مثبت بردارند.
با توجه به اینکه شیراز یکی از بزرگترین شهرهای ایران است که تنوع فرهنگی، قومی و رفتاری در آن به آسانی قابل مشاهده است و همچنین در برگیرنده اقشار مختلف و خرده فرهنگ ها و پذیرای مهاجرین از سطح استان فارس و سایر استانهای کشور بوده است، ضرورت مطالعه نقش کشمکش های والدین در سازگاری فرزندان (اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان) در این شهر احساس می شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-4- تعاریف نظری متغیرهای پژوهش:
1-4-1- تعارضات زناشویی:
تعارضات زناشویی هرنوع تنازع بر سر تصاحب پایگاه ها و منابع قدرت است که در جهت حذف امتیازات دیگری و افزایش امتیازات خود بروز می دهد. بدیهی است که طرفین نزاع بر آن اند که به حریف خود آسیب برسانند، تاکتیک های او را خنثی کنند و بلاخره او را از صحنه بیرون کنند (براتی، 36:1385).
1-4-2- اعتماد به نفس:
روزنبرگ (1965) عزت نفس را نگرش مطلوب یا نامطلوب نسبت به خود تعریف کرده است (جان دی و مک آرتور45، 2004). به عبارتی دیگر اعتماد به نفس دوست داشتن، درک و شناخت خواسته های خود، مثبت اندیشی و ماهرانه رفتار کردن است (لیندن فیلد46، 2006).

1-4-3- پرخاشگری:
تعریفی از پرخاشگری که توسط بارون و ریچاردسون47 (1994) مطرح شده این است که طی آن، پرخاشگری را به عنوان هر نوع رفتاری که هدفش صدمه زدن یا آسیب رساندن به موجود زنده ای است که موجود زنده از آن آسیب و صدمه دوری می کند تعریف کرده اند.

1-4-4- سلامت روان:
مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی، و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می باشد (سالکی، کیخانی، 1385).

1-5- تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش:
1-5-1- تعارضات زناشویی:
منظور از تعارضات زناشویی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از مقیاس تاکتیک های حل تعارض پدر و مادر به دست آورده است.
1-5-2- اعتماد به نفس:
منظور از اعتماد به نفس در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از مقیاس عزت نفس روزنبرگ به دست آورده است.

1-5-3- پرخاشگری:
منظور از پرخاشگری در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از مقیاس پرخاشگری باس و پری به دست آورده است.

1-5-4- سلامت روان:
منظور از سلامت روان در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ به دست آورده است.

1-6- اهداف تحقیق
هدف کلی این تحقیق بررسی نقش کشمکش های والدین در سازگاری فرزندان می باشد. اهداف جزئی دیگری نیز دنبال می شود که عبارتند از:
1. بررسی رابطه بین تاکتیک های حل تعارض والدین و رفتار پرخاشگری فرزندان.
2. بررسی رابطه بین تاکتیک های حل تعارض والدین و اعتماد به نفس فرزندان.
3. بررسی رابطه بین تاکتیک های حل تعارض والدین و سلامت روان فرزندان.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی
2-1- مقدمه
در این فصل نخست مبانی نظری تحقیق، یعنی دیدگاه ها و تعاریف ارائه شده در خصوص کشمکش های والدین، اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان فرزندان مورد بررسی قرار خواهد گرفت و سپس تحقیقات پیشین که در خصوص تعارضات و کشمکش های والدین بر سازگاری فرزندان صورت گرفته اند، بر اساس توجهی که به موضوعات مربوط به تعارضات خانواده داشته اند مورد بحث قرار می گیرند. در آخر از مباحث بیان شده نتیجه گیری به عمل خواهد آمد.

2-2- مبانی نظری سازه های پژوهش
در این قسمت مجموعه نظریه ها و دیدگاه ها در باب مفاهیم تعارضات زناشویی، اعتماد به نفس، پرخاشگری و سلامت روان مطرح می شود.


پاسخ دهید