5-2-1 0 ایمان یا انکار………………………………………………………………………………………………………… 78
5-2-2 0 انسانیت یا شرارت……………………………………………………………………………………………………..84
5-2-3 0 در پی رسیدن به سعادت یا رسیدن به پوچی ………………………………………………………………… 87
5-2-4 0 فقر یا رفاه اجتماعی………………………………………………………………………………………………… 91
5-2-5 0 حزن یا نشاط باطنی …………………………………………………………………………………………………. 94
5-2-6 0 ظلم یا عدالت اجتماعی ……………………………………………………………………………………………. 98
فصل ششم : بررسی صناعات ادبی در اشعار عبدالصبور و عائشه تیموریه
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………… 106
6-1 0 بلاغت تشبیه …………………………………………………………………………………………………………….. 106
6-2 0 بلاغت استعاره …………………………………………………………………………………………………………. 108
6-3 0 تشبیه در اشعار اومانیسمی عبدالصبور و عائشه تیموریه ………………………………………………………. 110
6-3-1 0 تشبیه در اشعار اومانیسمی صلاح عبدالصبور ……………………………………………………………… 110
6-3-2 0 تشبیه در اشعار اومانیسمی عائشه تیموریه ………………………………………………………………….. 114
6-4 0 استعاره در اشعار اومانیسمی عبدالصبور و عائشه تیموریه ……………………………………………………. 121
6-4-1 0 استعاره در اشعار اومانیسمی صلاح عبدالصبور …………………………………………………………….. 121
6-4-2 0 استعاره در اشعار اومانیسمی عائشه تیموریه …………………………………………………………………. 129
نتیجه گیری و پیشنهادات ………………………………………………………………………………………………………. 136
ملخص البحث …………………………………………………………………………………………………………………….. 140

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

منابع و مآخذ …………………………………………………………………………………………………………………….. 143
فهرست اعلام ……………………………………………………………………………………………………………………….149
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………………..II
چکیده
اومانیسم یکی از بارزترین موضوعات شعری در عصر معاصر است که توجه شاعران و نویسندگان بسیاری را به خود جلب نموده است . در میان شاعران معاصر صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه در این زمینه از شهرت بسزایی برخوردارند . صلاح عبدالصبور درسال 1931 م در زقازیق مصر دیده به جهان گشود. وی تقریباً در باب تمامی اغراض شعری هنرورزی کرده است ؛ اما در خصوص دغدغه های بشری و تمایل به انسان گرایی ، دقت نظر ویژه دارد . او در اشعار اومانیسمی خویش از سختی ها و درد و رنج های زندگی سخن می گوید و در پایان دچار یأس و اندوه می شود ؛ زیرا امید و سعادت را نمی یابد . اما عائشه تیموریه ، از پیشوای نهضت ادبیات بانوان مصر بود که درسال 1840 م در قاهره متولد شد . وی در زمینه ی اشعار اومانیسمی ابیات فراوان ؛ اما پراکنده ای دارد که در دیوان و مجموعه اشعار وی به چشم می خورد و در نوع خود کم نظیر است . عائشه معتقد است که سعادت انسان در گرو حسن اخلاق و نگهداری و صیانت از نفس است و از سوی دیگر برترین عامل سعادت انسان را پناه بردن به خداوند می داند . اومانیسم در ابیات هر دو شاعر ، گاه در یک مضمون مشترک چون خانواده ، عشق ، مرگ و زندگی ، شکوه از مصائب روزگار همراه می شوند و گاه یکی از دو شاعر مضامینی را بر می گزیند که دیگری کمتر بدان پرداخته است یا در آن اختلاف نظر دارد . از این رو عبدالصبور نسبت به عائشه بیشتر به مسأله ی درد و رنج انسان ، مشکلات عصر حاضر ، فقر اجتماعی و … پرداخته است حال آن که تیموریه توجه کمتری به این مسائل داشته است و درد و رنج و دغدغه ی او بیشتر ناشی از مشکلات و دردهای شخصی اوست .
کلید واژه : صلاح عبدالصبور ، عائشه تیموریه ، اومنیسم ، یأس و امید
مقدمه
سپاس خدایی که خورشید درخشان بلاغت را از مطلع روشن عبارات آشکار ساخت و شاخه ی فصاحت پر بار را با محسنات نیکو بهره مند ساخت . او را می ستایم که جادوی بیان را بر قلب ها مستولی ساخت و به واسطه ی ادبیات ، عقل را مسحور کرد .
آدمی و اموری که حول دغدغه و مشکلات وی می گردد همواره در طول تاریخ ذهن بشری را به سمت و سوهایی رهنمون می سازد که در پی راهی برای رهایی از آن متوسل به نیرویی ماوراء تصور انسان می گردد و آن نیرو چیزی جز قادر مطلق نمی باشد .
در این باب با واژه اومانیسم برخورد می کنیم که به معنای انسان گرایی یا انسان مداری است ؛ اما در باب معنای اصطلاحی آن ، چنان تنوعی وجود دارد که برخی از اندیشمندان گفته اند : واژه ی فلسفی اومانیسم ، همانند سایر اصطلاحات فلسفی که دوره های موازی ، تاریخی عقلی و کاربردی عمومی دارند ، از تنوع فراوانی تعاریف رنج می برد ، تعاریفی که وقتی آن ها را یک جا و در کنار هم لحاظ می کنیم ، به نظر می آید که هیچ فردی را نمی توان یافت که اومانیست نباشد . واژه ی اومانیسم ، ناظر به مجموعه ای از مفاهیم در باب طبیعت ، ویژگی های معرِّف ، نیروها ، تعلیم و تربیت و ارزش های افراد بشری است .
اما اومانیسم معنای عام و متداول نیز دارد که فراتر از یک جنبش ادبی – هنری بود ، بلکه عبارت است از ، یک شیوه ی فکری و حالت روحی که شخصیت انسان و شکوفایی کامل وی را بر همه چیز مقدم می شمارد ، و عمل موافق با این حالت و شیوه ی فکر . این معنا از اومانیسم ، یکی از مبانی و زیر ساخت های دنیای جدید به شمار می آید .
اومانیسم در عصر معاصر در میان شاعران گسترش یافت . در این عصر که دوره ی مهم و طلایی در ادبیات عرب محسوب می شود شاعران در باب مضامین اومانیسمی هنرنمایی کردند که از جمله آن ها می توان به صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه اشاره کرد . مضامینی که این دو شاعر بیشتر بدان پرداخته اند حزن و اندوه ، سختی ها و مصائب روزگار ، فقر اجتماعی ، تنهایی و غربت ، ظلم و ستم حکومت حاکم ، رهایی از پوچی و رسیدن به سعادت می باشد .
نوشتار حاضر مقایسه ای است میان صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه در خصوص مضامین اومانیسم که از پنج فصل تشکیل شده است . فصل اول در برگیرنده ی کلیّات تحقیق است ، و فصل دوم به بررسی اوضاع سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ادبی عصرشان پرداخته شده است ، و فصل سوم زندگی نامه و احوال شعری دو شاعر بیان گردیده است ، و فصل چهارم به بررسی معنا و مفهوم اومانیسم و سیر تاریخی آن پرداخته است ، و فصل پنجم به بررسی و مقایسه ی اشتراک و افتراق مضامین اومانیسم در اشعار هر دو شاعر مذکور پرداخته است ، و فصل ششم که فصل پایانی می باشد به بررسی برجسته ترین صناعات ادبی در اشعار اومانیسمی عبدالصبور و تیموریه اختصاص یاقته ایت تا بدین وسیله میزان مهارت شاعران را در این زمینه به نمایش بگذارد . این فصل نیز از دو بخش تشکیل شده است ، در بخش اول تشبیه و در بخش دوم استعاره در اشعار آن دو مورد بررسی قرار گرفته است .
گل مریم صادقی گوران
شهریور ماه 1393
فصل اوّل
کلیّات تحقیق
1-01 بیان مسأله
آن گاه که معمار هستی با قدرت لایزال خود طرح آفرینش کائنات را پی افکند و کاخ وجود برافراشت انسان را به عنوان جانشین و امین خود آفرید و مسلماً آن چه باعث دوام و بقای جهان هستی شده است ، زندگی انسان و حیات اوست . با توجه به این امر شاعران بسیاری به این مسأله توجه داشته اند و انسان و حیات او را از دیدگاه خود تعبیر نموده اند . بر اساس آن چه که درباره ی شعر و شخصیت صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه نوشته شده در می یابیم که این دو شاعر معاصر مصری بیش از شاعر دیگری توانسته اند ، مسأله ی انسان و حیات او را به خوبی درک کنند و احساسات خود را در قالب های مختلف به تصویر بکشند . لذا در این پایان نامه سعی نگارنده بر آن است تا با بررسی تألیفات صورت گرفته پیرامون شخصیت و آثار هر دو شاعر، جایگاه انسان و زندگی را در اشعار صلاح عبداالصبور و عائشه تیموریه مورد بررسی و مقایسه قرار دهد .
1-2 0 سوالات تحقیق
1- آیا عائشه تیموریه و صلاح عبدالصبور در مسأله ی غم تنهایی و غربت انسان و اندوه با هم اتفاق نظر دارند ؟
2- صلاح عبدالصبور راه رهایی انسان از مشکلات و غم و اندوهش را در چه می داند ؟
3- عائشه منبع رهایی بخش بشر را از مشکلات زندگی و غم و اندوه انسان را در چه می داند ؟
4- صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه برای درک بهتر مفاهیم اومانیسمی در اشعارشان از کدام صنایع ادبی استفاده کرده اند ؟
1-3 0 فرضیه های تحقیق
1- صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه در اشعارشان مشکلات جوامع انسانی از قبیل فقر ، غم و اندوه ، نا امیدی و … را به تصویر می کشند .
2- هر دو شاعر در بیان احساسات انسان دوستانه ی خود از قبیل غم تنهایی و غربت انسان ، نا امیدی ، شکایت از روزگار ، با هم اشتراک دارند .
3- وجه افتراق عائشه تیموریه و صلاح عبدالصبور در این است که عائشه در اشعارش پناه بردن به خداوند را راه رهایی بخش بشریت می داند ، حال آن که عبدالصبور همدردی با هم نوع خود و امیدواربودن به زندگی را منبع رهایی بخش بشریت بر می شمرد .
4- صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه برای درک بهتر مفاهیم اومانیستی در شعرشان از تشبیه و استعاره استفاده کرده اند .
1-4 0 اهداف تحقیق

1- آشنایی با زندگی و شخصیت صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه .
2- شناخت اوضاع سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ادبی عصر هر دو شاعر .
3- بررسی مضامین اومانیسم در اشعار صلاح عبدالصبور و عائشه تیموریه .
4- بررسی وجوه اشتراک و افتراق اومانیسم دراشعار هر دو شاعر .
1-5 0 پیشینه تحقیق
با توجه به مطالعات مقدماتی از طریق سایت های اینترنتی و کسب اطلاعات از دانشگاه های مختلف در سطح کشور و اساتید محترم به این نتیجه رسیدیم که تاکنون پژوهشی در مورد اشعار عائشه تیموریه و صلاحعبدالصبور در خصوص مسأله اومانیسم به عمل نیامده است و موضوع این پایان نامه در نوع خود ، کاری نو به حساب می آید؛ البته در مورد این دو شاعر در زمینه های دیگر مقالات و پژوهش های دیگری صورت گرفته که از جمله ی آن می توان به پایان نامه ی انسان معاصر در اشعار صلاح عبدالصبور که توسط خانم میترا بشیری در دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه دفاع شده است و پایان نامه بررسی مضامین شعری عائشه تیموریه که توسط خانم سمیه محمدی در دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه دفاع شده اشاره نمود .
1-6 0 روش کار وتحقیق
الف : روش گرد آوری اطلاعات : این تحقیق یک تحقیق کتابخانه ای است که به روش توصیفی – نظری تکیه دارد وبا استفاده از کتاب ها ، مقاله ها ومجله های معتبر عربی به انجام رسیده است .
ب : ابزار گردآوری : فیش برداری از متون دسته اول ودوم مرتبط با موضوع .
ج : روش تجزیه وتحلیل اطلاعات : پس از جمع آوری مطالب ، اطلاعات مورد نظر در فصل های مختلف مطابق با ترتیب و برنامه ریزی تحقیق مرتب شده است ومـورد تحلیل وبررسـی قرار گرفته است .
در این پژوهش نگارنده جهت بدست آوردن منابع، تلاش فراوانی نموده است ، به این صورت که ابتدا دیوان هر دو شاعر را مطالعه نموده ، سپس مضامین انسان گرایی را در اشعار این شاعران مورد تحلیل و بررسی قرار داده است
فصل دوم
اوضاع سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ادبی مصردر قرن نوزدهم و بیستم
با بررسی تحولات سیاسی و مطالعه مضامین شعری و مکاتب ادبی در کنار یکدیگر این نتیجه را در بر خواهد داشت ، وضعیت سیاسی یک کشور در آفرینش مکاتب ، نگرش ها و گرایش های مختلف ادبی ، هنری و فرهنگی تأثیر دارد . دو واقعه ی بزرگ ، حمله ی ناپلئون بناپارت به کشور مصر و حکومت موروثی خاندان محمد علی پاشا در این کشور تأثیر شگرف و غیر قابل انکاری بر اوضاع سیاسی ، اجتماعی و حتی ادبی این کشور گذارد ؛ تا آن جا که می توان این وقایع را بزرگ ترین عوامل در ایجاد نهضتی همه جانبه در مسیر گذر تاریخ مصر دو شاعردانست .
2-1 0اوضاع سیاسی مصر و تحولات حکومتی آن در قرن های نوزدهم و بیستم
نگارنده ی این پایان نامه برای درک و تفهیم بهتر رویدادهای سیاسی کشور مصر نگاهی مختصر و گذرا به اوضاع سیاسی این کشور خواهد داشت .
در اواخر قرن هجدهم میلادی پس از آن که عوامل فساد در حکومت عثمانی افزایش می یابد کشورهای عرب که احساس می کنند دولت عثمانی در آستانه ی فروپاشی قرار گرفته است درصدد تصرف ممالیک آن بر می آیند ، بر این اساس فرانسه تصمیم می گیرد مصر را اشغال نماید تا هم حکومتش را توسعه دهد و هم ارتباط انگلستان با هندوستان را قطع کند ، از این رو در سال 1798 م ناپلئون بناپارت حمله ی خود را به مصر آغاز می کند . حمله اگرچه ظاهراً فاتحانه و اشغال گرانه بود ؛ اما مصر را از آن آشفتگی و نابسامانی های دوره ی ممالیک و عثمانی و مفاسد اخلاقی و ظلم بی حد و حساب نجات داد و به اوضاع آشفته و نابسامان کشور سروسامان بخشید و مصر را از خواب غفلت عمیقی که سالیان درازی در آن فرو رفته بود بیدار کرد .( الفاخوری ؛ 1422 : 645 )
اگرچه ناپلئون اصلاحات و اقدامات بسیاری را در مصر انجام داد ؛ اما بیشتر از سه سال در مصر باقی نماند . پس از ترک مصر توسط ناپلئون بعضی از سربازانش با ارتش محمد علی پاشا در آمیختند و سیاست جنگ با انگلستان و دولت عثمانی را با هم ادامه دادند . بعد از ناپلئون ، مصریان مقام عالی پادشاهی را به محمد علی پاشا موسس جدید مصر بخشیدند و او سرور جدید مصر شد . ( حتی ؛ 1974 : 822 )
لشکرکشی های او به کشورهای سوریه و سودان ، موجب دخالت بیگانگان از جمله انگلیس شد . با شکست او از دولت عثمانی و حمایت انگلیس در سال 1840م بار دیگر مصر تحت سلطه ی کشور انگلیس قرار گرفت . بعد از محمد علی زمام به دست پسرش ابراهیم پاشا افتاد ؛ اما او سه ماه بعد در سال 1868 م از دنیا رفت و بعد از او نوه ی محمد علی یعنی عباس پاشا قدرت را به دست گرفت . ( ضیف ؛ 1990 : 43 )
عباس پاشا از سال 1848 م تا سال 1858 م زمام امور را به دست داشت و پس از او عمویش سعیدپاشا حکمران مصر شد . چندی نگذشت که وی نیز در سال 1863م درگذشت و بعد از او اسماعیل پاشا فرزند ابراهیم پاشا جانشین او شد . وی بر اثر تکمیل کردن پروژه ی عظیم کانال سوئز با اعلام ورشکستگی در سال 1879 م اسکندریه را ترک کرد و بعد از او توفیق پاشا جانشین او شد . توفیق برای مقابله با مشکلات اقتصادی راه حل های مختلفی را امتحان کرد ؛ اما نتیجه ای نگرفت و این زمانی بود که بریتانیا وارد مصر شد و نیروهای خود را وارد اسکندریه کرد و قاهره را اشغال کرد . ( خفاجی ؛ 1998 : 125 )
این عمل موجب خشم و نارضایتی مردم شد و سرانجام قیام ملی در سال 1882م به رهبری احمد عرابی ، رهبر انقلابی مصر شکل گرفت . در پی نفوذ عرابی در مصر و مخالفت او با خدیوی ، نیروهای انگلیسی وارد مصر شدند و خلیفه ی عثمانی هم طی بیانیه ای عرابی و طرفدارانش را یاغی و متهم به خیانت به اسلام و ملت مصر کرد . سرانجام شورش عرابی در چهارم سپتامبر 1882م با تسلیم شدن عرابی پاشا سرکوب شد . با شکست این جنبش مصر به صورت مستعمره ی بریتانیا درآمد ؛ اما هیچ گونه تغییری در وضع حقوقی بین الملل آن تا سال 1914 م داده نشد . ( لوتسکی ؛ 1369 : 219 )
در سال 1907 حزب الوطن تأسیس شد و جنبش مبارزه با استعمار وارد مرحله ی جدیدی شد و مصطفی کامل حقوقدان معروف مصری ، رهبری آن را بر عهده داشت ؛ اما دیری نپایید که او در سال 1908 م درگذشت و محمد فرید جانشین او شد و به مبارزه با استعمار ادامه داد تا اینکه در سال 1910 م توسط نیروهای استعماری زندانی و از مصر تبعید شد . ( عبدالعزیز عمر ؛ 1990 : 370 )
با آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 م و حمایت دولت عثمانی از آلمان و انگلیس ، مصر رسماً تحت الحمایه ی این کشورها قرار گرفت ، و آن را از سیطره ی خلفای عثمانی خارج کردند و عباس حلمی را از حکومت عزل و حسین کامل را به جانشینی او برگزیدند . از آن جا که او قدرت خود را مدیون انگلیس می دانست ، مجری دستورات آن ها شد . با مرگ حسین کامل در سال 1917 م احمد فواد بر اریکه ی قدرت نشست که دست کمی از سلف خود نداشت . (عاشور ؛ 1965 : 93 )
پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول در سال 1918 م و ادامه ی سلطه ی انگلستان بر مصر ، جنبش استقلال طلبانه ی مصر تحت رهبری سعد زغلول ، سیاستمدار آگاه ، وارد مرحله ی تازه ای شد . او طی ملاقاتی با کمیسر عالی بریتانیا در مصر و به نمایندگی از طرف حزب الوفد خواستار شرکت در کنفرانس صلح پاریس در سال 1919 م و استقلال کشورش شد ؛ اما حکومت انگلیس با او مخالفت و او را به جزیره مالت تبعید کردند . سرانجام مردم مصر علیه استعمار گران انگلیسی شوریدند تا این که حکومت انگلیس مجبور شد رهبران جنبش را آزاد کند تا در کنفرانس صلح پاریس شرکت نمایند . ( شبلی ؛ 1986 : 496،495 )
در سال 1923 م قانون اساسی مصر ، تدوین و انتخابات برگزار شد که حزب الوفد اکثریت کرسی های پارلمان را به خود اختصاص دادند و سعد زغلول به نخست وزیری رسید ؛ اما ملک فواد که شخصی مستبد بود یارای تحمل و اجرا کردن قانون اساسی پارلمان منتخب مردم را نداشت و در سال 1925 م قانون اساسی را لغو و پارلمان را منحل کرد و بار دیگر استبداد و نابسامانی مصر را فرا گرفت و استعمارگران انگلیسی به دخالت خود در امور داخلی مصر ادامه دادند . ملک فواد با منحل کردن پارلمان موجب دخالت بیگانگان از جمله انگلیس شد ، این وضعیت تا سال 1952 م همچنان ادامه یافت تا این که انقلاب سال 1952 م که در آن مردم مصر به همراهی ارتش علیه استعمارگران انگلیس و حامیان آن ها شوریدند و جمهوری عربی مصر را تشکیل دادند ، ادامه پیدا کرد .
جمال عبدالناصر انقلاب مصر را در سال 1952 م رهبری کرد و اقدامات مهمی انجام دادکه از جمله ی آن ها تدوین قانون کشاورزی مصر بود ، وی همچنین اولین برنامه ی پنج ساله ی رشد و توسعه ی اقتصادی و اجتماعی مصر را در سال 1960 م وضع کرد .
بنابراین انقلاب سال 1952 م مصر را در اقدام جهت آزاد سازی دولت و ملت از دست استعمار تشویق کرد و سیاست بی طرفی مثبت مبدأ اساسی در سیاست خارجی مصر شد . ( عبدالعزیز عمر ؛ 1990 : 491 )
بعد از مرگ ناصـر در سال 1970 م و به قدرت رسیـدن انـور سادات بود که قانون اساسی سال 1971 م اسلام را دین رسـمی و شریعـت را منـشأ قانون گذاری اعلام کرد . وی در سال 1980 م نیز ترور شد و به دنبال ترور او جنگ های پراکنده ایی عمدتاً در شهر إسیوط میان مبارزان و نیروهای امنیـتی صورت گرفت . این سیاسـت فشار و سرکوب نیز در دوران حسـنی مبارک ادامه پیدا کرد . ( رکمیجان ؛ 1372 : 133 )
2-2 0 اوضاع اجتماعی مصر در عصر دو شاعر
وضعیت اجتماعی همه ی دولت های عربی تا قبل از حمله ی ناپلئون به مصر همانند هم بود . فقر به همه ی دولت های تحت سیطره ی بیگانگان مسلط بود . به خاطر ظلم و ستم حکام و اختلافات دینی ، مردم در وضعیت نابسامانی به سر می بردند . ممالیک در گرفتن اموال و زمین ها از مردم و اعمال فشار به آن ها کاملاً آزاد بودند و نا امنی حاکم بود . این دوره تاریک ترین دوره ی انحطاط بود و جهل و بدی اوضاع اجتماعی و سیاسی به نهایت رسیده بود . ( الحمصی ؛ 1971 : 601 )
زندگی مردم روستائی در سرزمیـن های عربی خصـوصاً مصر ساده و بی آلایش بود . خانه هایشـان از گل و سنگ بود و سقف آن ها پوشـیده از چوب و یا چیزهایی شبیه آن بود . زن در این جامعه به عنوان ستـون مزرعه تلقی می شد . مردان نیز فراوان ازدواج می کردند تا زنان در آبـیاری و شخـم و انتقال محـصولات و تربیـت کودکان یاری گر آنان باشند . زنان نیز تنها یک لباس داشـتند که آن را در مناسبـات رسمی به تن می کردند ؛ اما لبـاس کارشـان همچـون مردان کـهنه و از پارچـه های نخـی و ارزان قیـمت بود . ( بقاعی ؛ 1990 : 69 ، 68)
حمله ی ناپلئـون اگرچه به ظاهر فاتحانه و اشـغال گرانه بود ؛ اما مصر را از آشفـتگی و نابسـامانی های دوره ی ممالیک نجات داد و اهـالی آن جا را با حقوق ملـی خویش تا حدی آشنا ساخت و اندک اندک افکار مردم به روشنی گرایید . ناپلئون درصدد برآمد تا اقداماتی را در جهت تغیـیر و تحول در مصر انجام دهد و بر این اساس مدارس و کالج هایی را تأسیس کرد و دانشـمندان و مدرسینی را از اروپا برای تدریس به مصر آورد . تأسیس تماشاخانه ، کارخانه ، کارگاه تولید پارچه و کاغذ از دیگر اقدامات فرانسویان در مصر بود . خلاصه این که ناپلئون مصر را سخت تکان داد و آن را از خواب غفـلت و اوضاع آشـفته رها ساخت . ( الفاخوری ؛ 1422 : 645 )
پس از این که محمد علی پاشا حکومت را در دست گرفت اقدام به تأسیس مدارس و ارسال دانشجویانی به اروپا کرد ؛ اما به طور کلی هدف وی از این امر ، آموزش و ترقی ملت مصر نبود ، بلکه اهدافش شخصی و برای رسیدن به آرزوهایش در تشکیل یک امپراطوری بزرگ بود . وی هنگامی که به اهدافش نرسید دست از تلاش برای تعلیم کشید و پسرش عباس پاشا بعد از او مدارس را بست ؛ اما رابطه ی ملت مصر با اروپا به خاطر حضور دانشجویان مصری در اروپا و مهاجرت بسیاری از اروپاییان به مصر و تأسیس شرکت ها و مدارس در این کشور برقرار ماند . هرچند محمد علی اجازه ی رشد بذر علاقه ی مصریان به مشارکت در اداره ی امور کشورشان را نداد ولی این بذر زنده ماند و در دوره ی سعید پاشا و اسماعیل پاشا در زمینه ی مساعد شروع به رشد کرد .اسماعیل پاشا در سال 1864 م هیئت وزیران و مجلس نمایندگان در مصر را تأسیس کرد و بسیاری از قوانین را به سبک اروپایی وضع کرد . به عبارت دیگر دوره ی اسماعیل دوره ی ” ملی گرایی ” در مصر بود . از طرف دیگر پیوستن فرزندان کشاورزان به ارتش و رسیدن تعدادی از آن ها به مناصب مهم در اداره ی امور شهر نظیر کسانی چون رفاع? الطهطاوی ، علی مبارک و محمود الفلکی از جمله عوامل تقویت کننده ی رشد ملی گرایی در مصر بود . ( ضیف ؛ 1961 : 16،14 )
مصر در دهه ی سوم تا نهم قرن بیستم با حالتی از آشوب و آشفتگی در مسائل اجتماعی و فرهنگی همراه بوده است که عصری سیاه و تاریک برای مصر تلقی می شد . اوضاع در مصر به گونه ایی بود که مردم در این زمان در شرایط فقر و تنگدستی زندگی می کردند و حتی برای تأمین خوراک و پوشاک خود نیازمند بودند و از انواع بیماری های مهلک رنج می بردند . این اوضاع و شرایط حتی متفکران را در سختی و رنج قرار داد و شرایط فکری و فضای اندیشه برای آنان فراهم نبود . با این اوصاف مهاجرت متفکران در این دوره شدت یافت و مصر در نقش فراری دهنده ی متفکران خود عمل می کرد . این شرایط مصر را دگرگون ساخت ، به طوری که در این دوران ارتباط با متفکران از سوی نظام کاملاً قطع شد و اندیشـمندانی که در مصر مانده و مهاجرت نکردند در معرض اتهامات از سوی نسـل جدید قرار گرفتـند . آن ها یا باید از عقیـده ی خود می گذشتند و یا در گوشه ایی انزوا پیـشه می کردند . این شرایـط فقر علاوه بر این که منـجر به مهاجرت متفکران شد ثمرات فجیعی را نیز به دنبال آورد . این آشفتگی ها تا آن جا بود که متفکران جامعه ی مصر به راحتی توسط متفکران وابسته و بی هویت تخریب می شدند و مورد اتهام واقع می شدند . ( نقاش ؛ 1992 : 119 ، 118 )
2-3 0 اوضاع اقتصادی مصر و تحولات صنعتی در عصر دو شاعر
جهان عرب در قرن هجدهم شامل کشورهای مصر ، سوریه ، عربستان ، عراق ، مراکش و سودان بود . نهضت ابتدا در مصر و سوریه پا گرفت و سپس به سایر کشورهای عربی کشیده شد . مصر در حوزه ی دولت عثمانی بود و امیران ممالیک بر مصر مستبدانه حکمرانی می کردند و همه ی تلاششان ربودن اموال مصر بود و توجهی به مردم و مصائب و فقر آن ها نداشتند . ( زیدان ؛ 1957 : 6 )
نفوذ اروپا به سرزمین مصر که به دست ناپلـئون صورت گرفت در واقع تکانی واقـعی بود که مصر و دیار شرق را از خواب غفلت برانگیـخت ؛ زیرا که قدرت نظامی و علمی و صنعـتی اروپا ، مصریان را شگـفت زده کرد . ( عبدالجلیل ؛ 1376 : 264 )
در زمان محمد علی پاشا نیز که موسس مصر جدید محسوب می شد اصلاحات زیادی انجام شد که تمام جوانب زندگی مردم مصر را در بر می گرفت ؛ چرا که تمام فکر او ایجاد نهضت اقتصادی در مصر بود . او با اقدام هوشیارانه اش می خواست به فضل مصادره ی سرزمین هایی که صاحبان آن ها مشخص بودند و همچنین با از بین بردن احتکار ، صاحب کشوری باشد که این اموال را در خدمت عموم مردم قرار می دهد . این اولین تلاش برای تأمین منافع عمومی مردم در جهان عرب بود . ( حتی ؛ 1974 : 821 )
محمد علی پاشا همچنین در عرصه ی کشاورزی و زراعت اقدام به احداث سدها ، کانال ها ، و پل های گوناگون کرد و در جهت رفع نیاز ارتش و مردم کارخانه هایی را تأسیس کرد . وی در اجرای برنامه های اقتصادی در زمینه ی کشاورزی که در آن دوران قلب تپنده ی چرخه ی اقتصادی مصر به شمار می رفت ، دارای برنامه ریزی علمی پیشرفته ایی بود که به فضل این دوراندیشی توانست کشت پنبه را از سودان به کشورهای دیگر در سال 1822 م وارد سازد . وی در زمینه ی تجارت برای ایجاد امنیت ، تجارت داخلی را گسترش داد و همچنین تجارت خارجی را رشد داد تا جایی که تجارت در مصر شکوفا شد . او همچنین صنعت کشتی سازی را در بولاق و مکان های وسیعی را در اسکندریه برای تعمیر کشتی ها ایجاد کرد و برای اجرای برنامه ریزی های اقتصادی از افراد تحصیل کرده ایی که از مراکز علمی و خصوصی فارغ التحصیل شده اند ، استفاده نمود . ( طوسون ؛ 2005 : 77 )
پس از اقدامات موفق محمد علی پاشا در عرصه های مختلف اقتصادی ، کشور مصر زیر بار سنگین بدهی هایی که حاکمان یکی بعد از دیگری به خاطر عمران و آبادانی و پیشرفت علمی بر آن تحمیل کرده بودند ، کمرش خم شده بود و غربی ها نیز این بدهی ها را برای افزایش نفوذشان در مصر قرار دادند ، به همین علت انگلـیس در سال 1822م مصر را اشغـال کرد و این در حالی بود که بیـگانگان به خاطر طلبکاری امتیازاتی کسب کردند و بدهکاری دولت ، ملت مصر را تا حد خدمتکار و فقیر رنج کشیده ، پایین کشید . ( الدسوقی ؛ 1953 : 2/15 )
2-4 0 اوضاع ادبی مصر در عصر دو شاعر
جهان عرب در دو قرن نوزده و بیست شاهد تحولات شگرفی در عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی بوده است ، در این رهگذر ، ادبیات نیز از این تحولات مصون نمانده است و شاید بتوان گفت که ادبیات در مقایسه با دیگر عرصه ها ، تغییرات گسترده ای را شاهد بوده است . اینک اوضاع ادبی مصر را به تفصیل مورد بررسی قرار می دهیم :


دیدگاهتان را بنویسید