باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اعتیاد را بیشتر یک مسئله شخص و فردی می‌دانند نه اجتماعی، در حالیکه برعکس است وبیشتر مسئله و مشکل اجتماعی است نه شخصی در هند مصرف ماری‌جوانا و به حدی مصرف داردکه کاملاً عادی تلقی می‌شود و حتی در برخی مجالس عروسی نوعی نوشیدنی به میهمان می‌دهند که ترکیبی است از ماریجوانا و شیره آب میوه ودر این جشنها حتی افراد مذهبی هم ذائقه خود را با این نوشیدنی شیرین می‌کنند و اگر آنها به مصرف این مواد عادت کنند جاه و جلال خود را در جامعه از دست نخواهند دارد چون این کار از نظر مردم غیرعادی نیست و اعتیاد افراد مذهبی تنفر مردم عادی را بر نمی‌انگیزد.مصرف دارویی و مجلسی تریاک و مرفین به خصوص درمورد تخفیف و رهایی از دردهای جسمی به داروسازان کمک کرده تا از تریاک و مشتقات آن داروهای آرام بخش تهیه کنند و اغلب توسط پزشکان قدیمی تجویز می‌شده و به حدی مصرف زیاد پیدا کرده که حتی به صورت پاره فرهنگ جامعه درآمده است و در ایران درگوشه و کنار هرکسی دردی داشته باشد بوسیله مردم پزشک‌نما فوراً برایش تریاک تجویز می‌شود بدون اینکه بفهمند چه تأثیر نامطلوبی دارد. در قرن ۱۹ در آمریکا استفاده از مواد امری عادی بود ولی مردم به فرد معتاد با حالتی ترحم‌آمیز نگاه می‌کردند ولی آنها را بیمار اجتماعی نمی‌دانستند ولی مردم بر اثر مبارزه دولت و منع فروش بدون تجویز طبیب کم‌کم این عقیده مردم تغییر کرد و افراد معتاد را جزء جنایتکاران به حساب آوردند. درایران مصرف تریاک مدتها عادی و رایج بود و اغلب خانواده‌ها مقداری تریاک را در آب حل می‌کردند و به کودکان خود می‌داند تاشب راحت بخوابد به حدی که کودکام به آن معتاد می‌شدند و حتی مدتی هم خرید و فروش آزاد بود و این باعث رواج مواد می‌شد تا اینکه در ایران قوانینی وضع شد تا جلوی مصرف مواد را بگیرند (فرجاد،۱۳۷۷ ص:۹۵). نقش خانواده و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند:
نکات و موضوعاتی که درخانواده می تواند باعث سقوط و تباهی فرزندان شود:
۱- کجروی
کجروی دامنه بسیار گسترده و انواع و اقسام دارد می‌تواند جزئی باشد مانند رعایت نکردن محدودیت سرعت دررانندگی و تا مسائل بسیار بزرگتر و یکی از کجرویهای خطرناک و ویرانگر قرن حاضر اعتیاد است که قسمت اعظم علت آن به خانواده بر می‌گردد خانواده اولین اجتماعی است که انسان با آن روبرو می‌شود و می‌تواند نقش اساسی درشکل گرفتن شخصیت و رفتار انسان داشته باشد به همین دلیل محبت والدین به همان اندازه تغذیه سالم و واکسیناسیون و بهداشت برای سلامتی ضرورت دارد.
۲- طلاق: باید مواظب رفتار و صحبت خود در حضور کودکان باشند چرا که هر رفتاری از قبیل بدگویی پشت سریکدیگر- خط و نشان کشیدن و… می‌تواند عواقب سوئی برای فرزندان داشته باشد و این بی محبتی و طرد شدن از طرف والدین می‌تواند باعث ایجاد انحراف در فرزندان شود.
۳- ازدواج مجدد: می‌تواند شرایط مختلفی را در برداشته باشد ممکن است کودک جدید از این ازدواج حاصل شود یا نشود، والدناتنی ممکن است فرزندی از قبل داشته باشد و با خود به این خانواده بیاورد. ملاقات با والدی که جدا از فرزند زندگی می‌کند. همه اینها می‌تواند تأثیرات مختلف روی روحیه فرزندان بگذارد و ممکن است خطرناک باشد.
۴- خشونت در خانواده: دراین خانواده‌ها معمولاً سرپرست خانواده خلافکار یا معتاد یا دچار بیماریهای روانی است در خانواده‌ گاهی این خشنونت ازطرف زن اتفاق می‌افتد که معمولاً نادر است. معمولاً همراه با کتک خوردن زن و فرزندان همراه می‌شود و این کودکن برای پناه بردن به محیطی امن احتمال سقوط و لغزشی دارند
۵- رفت و آمدها و معاشرتهای ناسالم درخانواده: خانواده‌ای که با دوستان ناسالم رفت و آمد می‌کنند. بد و خوب را به فرزندان خود تفهمیم نمی‌کنند و بعضاً یک سری کارها را به شدت منع می‌کنند ولی خودشان در حضور فرزندان این کار را انجام می‌دهند مثلاً بساط تفریحات ناسالم مانند اعتیاد را در حضور کودکان دایر می‌کنند.
۶- پرداختن به کار و غافل شدن از حال و روز فرزندان: پدر و مادرانی که خیلی کار می‌کنند و از صبح تا شب حتی فرصت ندارند فرزندان خود را درست ببینند چه برسد که با آنها صحبت کنند و نیازها و کمبودهای آنها را بشنونند این کودکان اگر چه از تفکر مالی درشرایط بهتری بسر می‌برند اما رفته رفته از نظر عاطفی دچار خلاء می‌شوند و این کودکان این کمبود عاطفی را در همنشینی با دوستان و افراد دیگر جستجو می‌کنند که ممکن است دوستی ناباب یا شخص دیگری درزندگی او قرار گیرد و باعث انحراف و تباهی او شود. (لاله،۱۳۷۹ص:۸۴).
آموزش مهارتهای اجتماعی در مدرسه، آموزش حل مساله، آموزش نه گفتن دربرابر پیشنهاد مصرف، آموزش روشهای مقابله با استرس وبسیاری از آموزشهای رفتاری – شناختی و اصلاح کننده نگرش افراد از دوران نوجوانی می‌تواند علاوه بر کاهش تنش‌ها و استرسهای فردی و خانوادگی و اجتماعی نقش کارسازی در جلوگیری از پناه بردن نوجوانان و جوانان به سوی مصرف مواد و الکل داشته باشد. رسانه‌های گروهی دانشگاهها، وزارت بهداشت، و درمان و آموزش پزشکی و وزارت آموزش و پرورشی لازم است در جهت راه اندازی این گونه آموزشها چه به صورت عمومی و چه به صورت گروهی، خانوادگی و انفرادی اقدام نمایند.(جی،ک،اش:۱۳۸۰ ص:۳۰).
ازدیدگاه جامعه شناسی مهمترین و شایع‌ترین اجزای تشکیل دهنده شکل تظاهر فردی و اجتماعی به مواد مخدر توسط برخی پیش داده‌ها تعیین می‌گردد که مسئولیت رفتار اجتماعی بسیاری از جوانان بر دوش آنهاست،
– در اولین نگاه متوجه خواهیم شد که حجم مواد مخدر در بازار بسیار افزایش یافته در نتیجه دسترسی به آن آسان شده است.
– ظاهراً مصرف مواد مخدر هرچه بیشتر شکل مد روز به خود می‌گیرد مانند لباس و موسیقی که جوانان برای پذیرفته شدن در گروه همسالان، خود را با آن منطبق می‌سازند.
– شتاب وارده برروند استقلال جوی جوانان به خاطر شرایط گوناگون اجتماعی خانواده، طولانی‌تر شدن دوران آموزش جوانان بسیاری از والدین که دست از حمایت‌های همه جانبه و سلطه‌گرانه فرزندان خود بر نمی‌دارند همگی فاکتورهای مهمی هستند که مانع از تعریف شفاف دوران بلوغ می‌شود در نتیجه باعث وابستگی به والدین ایجاد می‌شود و فاصله سالم و قبول مسئولیت فردی را به تأخیر می‌اندازد (استفانوچیربلو،۲۰۰۰ ص:۱۲۱).
۲-۸ نظریه‌های مورد استفاده در امر پیشگیری
۲-۸-۱ نظریه بی‌هنجاری:
دراین نظریه. که ریشه در نظریات امیل دورکیم، جامعه‌شناسی فرنسوی دارد به عواملی اصلی تضعیف معیارها و هنجارهای اجتماعی پرداخته و چنین مطرح می‌شود که سستی ارزشیها و هنجارهای اجتماعی- فرهنگی موجب روی آوردن افراد به مواد مخدر و اعتیاد می‌شود. تحولات سریع صنعتی- اقتصادی و به تبع آن تغییرات سریع در گستره اجتماعی مانند شهرنشینی، نوسازی، تضعیف باورها، ارزشی‌ها و سنت‌های فرهنگی مذهبی، ملی و موروثی، متزلزل شدن ساختار سنتی خانواده، همه موجب تغییر در هویت افراد شده و باعث می‌شوند تا رفتار سنتی آنات تغییر نماید. جالب توجه این که پیشرفت بر گسترش شاخص‌های توسعه که خود، گواهی بر تغییر جوامع سنتی هستند، رابطه مبتنی با میزان شیوع مواد مخدر دارندو مثلاً به نظر می‌رسد در شهرها مصرف مواد مخدر بیش از روستاهاست. یا در خانواده‌هایی که در معرض نوگرایی قرار داشته و بافت سنتی خود را از دست داده یا در حال از دست دادن هستند، اعتیاد رایجتر است. (باوی ساسان، ۱۳۸۸)
۲-۸-۲ نظریه انزواطلبی مرتون:
این نظریه روایت دیگری از نظریه بی‌هنجاری است و بی‌شباهت به نظریه پیرامون‌گرایی که اخیراً رواج گستردهای یافته، نیست طبق این نظریه، چون جوامع مدرن اغلب به موفقیت فردی اصالت داده و کسب آن در گروه مشارکت فعال اجتماعی، داشتن کار مفید بهره‌مندی مناسب از ثروت مادی، سواد مناسب با موفقیت اجتماعی فرد و غیره است محرومیت از هریک از این‌ها به پیرامونی شدن و انزواطلبی فد منجر می‌شود و در چنین شرایطی یا در شرایطی که فرد خود را با نگرش‌ها، باورها، ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه بیگانه می‌یابد و یا حداقل خود را با آنها یگانه نمی‌یابد از جامعه جدا شده ودر انزواطلبی بیشتر قرار می‌گیرد این قبیل افراد عموماً کسانی هستند که یا قادر به تطابق خو با محیط نیستند ویا از تطبیق محیط با خود ناتوانند و بنابراین برای گریز از این موقعیت به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی روی می‌آورند جالب آنکه همین راه فرار خود عامل مهم در تقویت پیرامونی شدن این افراد است افرادی که احساس موفقیت نمی‌کنند اغلب تنگدست و فقیر یا بی‌کارند سواد کافی یا موقعیت اجتماعی مناسب ندارند درگیر روابط به خانوادگی هستند یا حتی در صورت فقدان مشکلات مذکور، ارزش‌های حاکم بر جامعه را قبول ندارند بیشتر در معرض انزواطلبی و احتمالاً سوء مصرف مواد مخدر هستند چرا که یکی از مهم‌ترین دلایل انزواطلبی تغییر برداشت خود از واقعیت از طریق مصرف این گونه مواد است و معمولاًمصرف داروهای‌روان‌گردان را یکی از راههای فرار از واقعیت مطرح می‌کنند. (همان‌منبع)
۲-۸-۳ نظریه برچسب زنی
این نظریه بیشتر درنوشته‌های بکر به چشم می‌خورد که به تعامل گرایی یا روابط متقابل نمادین پرداخته است. این نظریه معقتد است که تفکر و رفتار افراد مبتنی بر پیام‌هایی است که ازمحیط اطراف خود و از جمله از مردم کسب می‌کنند این نظریه نیز مانند دو نظزیه قبلی واکنش افراد نسبت به محیط خود را مبنای رفتار آنها قرار می‌دهند طبق این نظریه ساختار افراد درچارچوب توقعات و انتظارات دیگران از آنها شکل می‌گیرد در زمینه اعتیاد به مواد مخدر چنین مطرح می‌شود که نمادها، علائم، توقعات و رفتار کسانی که معتاد نیستند و می‌توانند به قول گیدنز تعاریف اخلاقی متعارف را به دیگران به قبولانند و به صورت رسمی یا غیررسمی نمایند، نیروهای نظم و قانون هستند. منابع اصلی برچسب زنی را فراهم می‌آورند مثلاً با بروز علائمی از قبیل رنگ پریدگی، چشمان خمار، سست راه رفتن، شخص معتاد شناسایی می‌شود و اگر تلقی دیگران این باشد که اعتیاد جرم است شخص معتاد نه تنها از سوی جامعه طرد می‌شود بلکه از ابتدایی‌ترین حقوق اجتماعی اش نیز محروم می‌شود در مصاحبه با معتادان به مواردی از این نوع برخوردار می‌شود که چنین را عامل اضطراب انزواطلبی ترس، صرف‌نظر کردن ازحقوق اجتماعی و غیره می‌دانستند طبق این نظریه برچسب زنی هم باعث جدایی فرد از جامعه و رانده شدن او به پیرامون می‌شود و هم موجبات تقویت گرایش او به اعتیاد را فراهم می‌آورد. (همان منبع ص:۱۸۹).
۲-۸-۴ نظریه انتقال فرهنگی:
این نظریه به نظریه خرده فرهنگ‌ها نیز معروف است و در زمینه مصرف و سوء مصرف مواد مخدر این گونه مطرح می‌کند خرده فرهنگی که بعضی از مردم به آن تعلق دارند در برگیرنده

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید